دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

hossein_shaltex

hossein_shaltex
مرد - مجرد
امتیاز: 315.7

دنبال‌شدگان

(141 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(76 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

hossein_shaltex
hossein_shaltex

فرض کنید از شهر خودتان به یک شهر دیگر مسافرت کردید. در شهر مقصد به دلیلی شما باید یک هفته قرنطینه شوید. یعنی باید تک و تنها در اتاق در بسته ای بمانید . اما میتونید برای این یک هفته یکی از وسایل زیر را انتخاب کنید و با خود به داخل اتاق ببرید. 1- یک عدد کامپیوتر مجهز به اینترنت پر سرعت . 2- یک عدد تلویزیون که تمام شبکه ها ی داخلی و ماهواره ای را نشان میدهد. 3- یک دستگاه نمایش فیلم و چند فیلم به انتخاب خودتان 4- یک عدد رادیو 5- چند جلد کتاب به انتخاب خودتون حالا شما خواننده ی عزیز به من بگید که کدام وسیله را انتخاب میکنید و چرا. اگر مورد 3 و 5 را انتخاب کردید دوست دارم نام فیلم یا کتاب مورد نظر را هم بدانم.

hossein_shaltex
hossein_shaltex

تو جنگل داشتیم پیاده روی می کردیم یهو صدای غرش خرس اومد پریساگفت: حسین خرس بود؟ گفتم : پـَـ نـَـ پـَـ متین دو حنجره بود داشت صداشُ تو هوای آزاد چک می کرد!!!

hossein_shaltex
hossein_shaltex

پرنده ای که مقصودش کوچ است، به ویرانی لانه اش نمی اندیشد . . .

hossein_shaltex
hossein_shaltex

خدا تنها معشوقی است که عاشقانش به هم حسادت نمی کنند . . . .

hossein_shaltex
hossein_shaltex

از نظر انسانها سگها حیواناتی با وفا و مفید هستند ولی از نظر گرگها، سگها گرگهایی بودند که تن به بردگی دادند تا در آسایش و رفاه زندگی کنند! ( چگوارا)

hossein_shaltex
hossein_shaltex

وقتی از رابطه دوستی ، بعضی ها به مسائل جنسی فکر میکنند ! و بعضی ها به شارژ ایرانسل ! ، درک میکنی که تنهایی هم زیاد بد نیست . . .

hossein_shaltex
hossein_shaltex

مثل خردمندان فکر کنید اما با مردم به زبان خودشان حرف بزنید . . .

hossein_shaltex
hossein_shaltex

از نظر انسانها سگها حیواناتی با وفا و مفید هستند ولی از نظر گرگها، سگها گرگهایی بودند که تن به بردگی دادند تا در آسایش و رفاه زندگی کنند! ( چگوارا)

hossein_shaltex
hossein_shaltex

سلام به همگی ...........

hossein_shaltex
hossein_shaltex

فلسفه الاکلنک ، اثبات بزرگیِ کسی است که فرو میشیند تا دیگری پرواز را تجربه کند . . .

hossein_shaltex
hossein_shaltex

اونایی که هستن خداحافظ منم رفتم شب خوش

hossein_shaltex
hossein_shaltex

روزی جوان ثروتمندی نزد استادی رفت و گفت: عشق را چگونه بیابم تا زندگانی نیكویی داشته باشم استاد مرد جوان را به كنار پنجره برد و گفت: پشت پنجره چه می‌بینی؟ مرد گفت: آدم‌هایی كه می‌آیند و می‌روند و گدای كوری كه در خیابان صدقه می‌گیرد. سپس استاد آینه بزرگی به او نشان داد و گفت: اكنون چه می‌بینی؟ مرد گفت: فقط خودم را می‌بینم. استادم گفت: اكنون دیگران را نمی‌توانی ببینی. آینه و شیشه هر دو از یك ماده اولیه ساخته شده‌اند، اما آینه لایه نازكی از نقره در پشت خود دارد و در نتیجه چیزی جز شخص خود را نمی‌بینی. خوب فكر كن! وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می‌بیند و به آن‌ها احساس محبت می‌كند، اما وقتی از نقره یا جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می‌شود، تنها خودش را می‌بیند. اكنون به خاطر بسپار: تنها وقتی ارزش داری كه شجاع باشی و آن پوشش نقره‌ای را از جلوی چشمهایت برداری تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و همه رادوستشان بداری اینبار نه به خاطر خودت بلکه به خاطر خدا . آن‌گاه خواهی دانست كه: " عشق یعنی دوست داشتن دیگران "

hossein_shaltex
hossein_shaltex

در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می بست...چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد. یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر خانه اش را می پیمود نصف آب کوزه می ریخت. مرد دو سال تمام همین کار را می کرد. کوزه سالم و نو مغرور بود که وظیفه ای را که به خاطر انجام آن خلق شده به طورکامل انجام می دهد. اما کوزه کهنه و ترک خورده شرمنده بود که فقط می تواندنصف وظیفه اش را انجام دهد. هر چند می دانست آن ترک ها حاصل سال ها کار است. کوزه پیر آنقدر شرمنده بود که یک روز وقتی مرد آماده می شد تا از چاه آب بکشد تصمیم گرفت با او حرف بزند : " از تو معذرت می خواهم. تمام مدتی که از من استفاده کرده ای فقط از نصف حجم من سود برده ای...فقط نصف تشنگی کسانی را که در خانه ات منتظرند فرو نشانده ای. " مرد خندید و گفت: " وقتی برمی گردیم با دقت به مسیر نگاه کن. " موقع برگشت کوزه متوجه شد که در یک سمت جاده...سمت خودش... گل ها و گیاهان زیبایی روییده اند. مرد گفت: " می بینی که طبیعت در سمت تو چقدر زیباتر است؟ من همیشه می دانستم که تو ترک د

hossein_shaltex
hossein_shaltex

بدهکاری هنگام مرگ، ملکه دربان دوزخ را دید. ملکه گفت: کافی است که فقط یک کار خوب کرده باشی تا همان یک کار تو را برهاند. خوب فکر کن. مرد به خاطر آورد که یکبار در جنگلی قدم می­زد. عنکبوتی سر راهش دیده بود و برای این که عنکبوت را لگد نکند راهش را کج کرده بود. ملکه لبخندی بر لب آورد و در این هنگام تار عنکبوتی از آسمان نازل شد تا به مرد اجازه صعود به بهشت را بدهد. بقیه محکومان نیز از تار استفاده کردند و شروع به بالا رفتن کردند. اما از ترس پاره شدن تار، برگشت و آنها را به پایین هل داد و در همان لحظه تار پاره شده و مرد به دوزخ بازگشت.آنگاه شنید که ملکه دوزخ می گوید: شرم آور است که خودخواهی تو همان یگانه خیر تو را مبدل به شر کرد.

hossein_shaltex
hossein_shaltex

عشق ايستادن زير باران و خيس شدن با هم نيست. عشق آنست که يکي چتري باشد براي ديگري و او هرگز نداند که چرا خيس نشد...

hossein_shaltex
hossein_shaltex

- آشفتگي من از اين نيست که تو به من دروغ گفته اي، از اين آشفته ام که ديگر نميتوانم تو را باور کنم