دیشب #خواب دیدم #حامدکمیلی شده معلم علوم مون داشت درس میداد یهو به من گفت هی تو بیا بیرون.....منم با یه قیافه خشمگین اومدم بیرون بهم گفت:تو خیلی شلوغی نظم کلاسو بهم میریزی تو برو بیرون .......نذاشتم حرفش تموم شه یه چک محکم خوابوندم تو گوشش که میون همون دعواها یهو از خواب پاشدم شانس آورد بیدار شدم وگرنه پدرشو در میاوردم
خلاصه دیگه درخت نوردی هم داشتیم دیگه. هدف بستن پیمان با مادر طبیعت و انجام عملیاتهاست دیگه. منظورم کوهنوردیه دفه دیگه که داریم به پیشواز مادر طبیعت میریم یادمون نره که تو یه خط حرکت کنیم
واقعا حرف طلاست
البته از تو نیستا از نویسندش طلاست
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 6 ساعت و 34 دقيقه قبل: )
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 6 ساعت و 32 دقيقه قبل