همان روزی که فرزندم بشد وارد به دانشگاه// برآمد از درون سینه ام از غصّه وغم آه
بشد دانشجوی آزاد ومن دربند وبیچاره// چرا که نیک می دانم هزینه ساز و سرباره
ازاین پس الوداعی بایدم با خنده و شادی// وباهرچه پس اندازوحقوق و پول وآزادی
شروع گردید دوران ریاضت ، سختی و حرمان// هرآن چیزی بنا کردم بشد درلحظه ای ویران
زدم چوب حراج بر فرش و تخت و تی وی رنگی // همه چیزم بشد قربانی این کار فرهنگی
به خون دل نمودم جور، پول ثبت نام او// حدیث و داستان و قصّه بود، موضوع وام او
از آن ترسم که تا پایان تحصیلات فرزندم// وتاگیرد لیسانس خویش این دردانه دلبندم
نه سقفی روی سر باشد نه فرشی زیر پای من// به جای خانه گردد محبس و زندان سرای من
شود او فارغ التحصیل و ساقط گردد از من حال// شود« جاوید» دراو حسرت شغل و زمن هم مال
?- بچه ها این دختره رو دیدین که مانتو صورتی میپوشه و یه عینک آفتابی هم میزنه . وقتی هم که توی دانشگاه را میره هیچکی رو تحویل نمیگیره . باید حالشو بگیریم ….بهش!
و آخرین توصیه اینکه عوض اینکه توی جریانات عشقی خیابونی و زودگذر غرق بشید و مثل کبک سرتونو زیر برف کنید یه خورده به فکر زندگی آینده تون بشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید چون کثیف می شید، می پکید
و اینو بگم که از هیچ دوره زندگیتون به اندازه وقتی که با نامزد محبوبتون زیر سایه درخت توی یه پارک خلوت دارید معاشقه می کنید لذت نخواهید برد، حالا به بعدنش کارندارم.
بالاخره اگه خدای نکرده می خواین جزو اون یک میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید هر چی دارید، رو کنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم کمالات و هنر مندیاتتونه.
همان روزی که فرزندم بشد وارد به دانشگاه// برآمد از درون سینه ام از غصّه وغم آه
15 سال و 4 ماه و 16 روز و 12 ساعت قبلبشد دانشجوی آزاد ومن دربند وبیچاره// چرا که نیک می دانم هزینه ساز و سرباره
ازاین پس الوداعی بایدم با خنده و شادی// وباهرچه پس اندازوحقوق و پول وآزادی
شروع گردید دوران ریاضت ، سختی و حرمان// هرآن چیزی بنا کردم بشد درلحظه ای ویران
زدم چوب حراج بر فرش و تخت و تی وی رنگی // همه چیزم بشد قربانی این کار فرهنگی
به خون دل نمودم جور، پول ثبت نام او// حدیث و داستان و قصّه بود، موضوع وام او
از آن ترسم که تا پایان تحصیلات فرزندم// وتاگیرد لیسانس خویش این دردانه دلبندم
نه سقفی روی سر باشد نه فرشی زیر پای من// به جای خانه گردد محبس و زندان سرای من
شود او فارغ التحصیل و ساقط گردد از من حال// شود« جاوید» دراو حسرت شغل و زمن هم مال
من که خوندمش
15 سال و 4 ماه و 16 روز و 11 ساعت و 50 دقيقه قبل