در سرزمین قلبم خانه ای ساختم که پنجره هایش هیچ گاه از دیدنت خسته نمی شدند ، در این خانه همیشه خاطراتم را مرور می کنم ، اگر چه ازت دور شدم ولی حرف های گرمت آرامش بخش دل پر از غم من است ، نام تو همیشه در ذهنم و یاد تو همیشه در قلبم جاریست .
هیچ گاه ویترینی نداشته ام تا دلم را در آن به نمایش بگذارم ، در قامت یک فروشنده ی دوره گرد عاشق تو شدم ، از این روست که تمام خیابان های شهر ، عشق مرا می شناسند .
منطق عشق منطق عشق ، منطق دلیل و برهان نیست ، منطق صغری و کبری نیست ، منطق علت و معلول نیست ، منطق عاشق و معشوق است ، منطق امید و آروز ، منطقی که فقط عشاق به آن استناد می کنند و عقلا به مضحکه بر مجلس عقل ، و من بر همان منطق تو را می پرستم و می ستایم .