icha
تا تویی در خاطرم ، با دیگران بیگانه ام .
icha
زندگی اگر هزار بار دیگر بود ، بار دیگر تو ، بار دیگر تو ، بار دیگر تو !
icha
قطار می رود ، تو می روی ، تمام ایستگاه می رود و من چقدر ساده ام که سالهای سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام .
icha
من گم شدم بین حس بودن و نبودن ، بین حیات و مرگ ، بین گناه و معصومیت ، من گم شدم در ظلمت شب بدون حضور تو ، گفتی : به تنهایی من دست نزن ، من تنهاتر از آنم که تنها بمانم ، اما می دانی من آخر تنهایم .
icha
جواد میشه تمومش کنی همش شده سلام سلام کاربر گرامی بابا پیام خصوصی بده برای عضویت جدید کاربران کشتی مارو بااین خوش آمدگویها