icha
یه من به تو یه فاصله ، نه نشد ! بی من یه تو یه فاصله ، نه نشد ! بی تو یه من یه فاصله ، بازم نشد ! یه من یه تو بی فاصله ، حالا شد !
icha
وقتی که بود نمی دیدم ، وقتی می خواند نمی شنیدم ، وقتی دیدم که نبود ، وقتی شنیدم که نخواند .
icha
پاییز می آید ، زمانی که خاطرات شیرین گذشته ی خودم را با تو به یاد می آورم ، پاییز همچون بهار دل انگیز می شود ، بیا و اینک مرا با خود به آن سوی دریاها ببر ، شاید دگر برای پیوستن فرصتی نباشد .
icha
زندگی تلخ تر از مرگ بود گر تو نباشی ، بعد از این مرده حسابم کن و بگذار بمیرم .
icha
زندگی تلخ تر از مرگ بود گر تو نباشی ، بعد از این مرده حسابم کن و بگذار بمیرم .
icha
بتراش ای سنگ تراش ، سنگی از معدن درد بهر مزارم بتراش ، روی سنگ قبر من ، عکسی از چهره ی زیبای نگارم بتراش ، بنویس ای سنگ تراش عاقبت شدم فداش ، بنویس تا بدونه عمرمو دادم براش .