icha
خودت را از کسی پس نگیر ، شاید این تنها چیزیست که او دارد !
icha
من آن رودم که تنها آب دارم ، نگاهی خسته و بی تاب دارم ، من عشق نور دارم در دل اما ، فقط تصویری از مهتاب دارم .
icha
طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته ، شعر می گویم به یادت در قفس غمگین و خسته ، من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی ، ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی .
icha
گفته بودی فردا ، پشت این پنجره ها ، غنچه ای می روید ، و کسی می آید ، روشنی می آرد ، دیرگاهیست که من ، پشت این پنجره ها منتظرم ، ولی اینجا حتی ، رد پایی هم نیست .
icha
اگر می بینی کسی به روی تو لبخند نمی زند ، علت را در لبان فرو بسته خودت جستجو کن !
icha
اگر می دانستی دل ترک خورده ی من با یاد چشمان بارانی ات شکسته تر می شود ، هیچ گاه به من پشت نمی کردی .
icha
یک نفر آمد صدایم کرد و رفت ، با صدایش آشنایم کرد و رفت ، نوبت تلخ رفاقت که رسید ، ناگهان تنها رهایم کرد و رفت .
icha
دلم در دیدن رویت همیشه می کند فریاد ، به یاد اولین دیدار که مهرت در دلم افتاد .
icha
میدونی چرا بعضی شبها زود صبح میشه ؟ آخه خورشید هم دلش واسه چشمات تنگ میشه !
icha
دوستی فصل قشنگیست پر از لاله سرخ ، دوستی تلفیق شعور من و توست ، دوستی رنگ قشنگیست به رنگ خدا ، دوستی حس عجیبیست میان من و تو .
icha
دلی دارم در آتش خانه کرده ، میان شعله ها کاشانه کرده ، دلی دارم که از شوق وصالت ، وجودم را ز غم ویرانه کرده .
icha
من و تو مثل دو تاخط می مونیم که توی دفتر مشق اسیر شدیم ، نرسیدیم به هم آخرش تو همون دفتر کهنه پیر شدیم ، بی هم روزا گذشت دستای من نرسید به دستای تو ، مگه با شکست من شکست تو .
icha
من از این پس به همه عشق جهان می خندم ، به هوس بازی این بی خبران می خندم ، هرکه آرد سخن از عشق به او می خندم ، خنده ی من از گریه غمگین تر است ، کارم از گریه گذشته است به آن می خندم .
icha
اگر آسمان چشمان من امشب اشکباران است خیالی نیست ، اگر فاصله ی بین من و تو به وسعت روزگاران است خیالی نیست ، مرا همین بس که عشقت در چهارچوب ویران وجودم پنهان است .