icha
نازنین بدون تو دنیا رو باور ندارم ، با تو از رمز طلسم قصه سر در میارم ، لحظه ی سقوط من دست تو مثل معجزه اس ، شب میترسه از خودش وقتی میگم دوست دارم .
icha
امروز را می شناسم با همه زیباییش ، با همه روشنیه خورشیدش که هیچ نمی خواهد بگوید همچون گذشته جز یک کلام ، قدر امروز را بدان که همیشه فردایی در کار نیست .
icha
خواهم که دهم جان به تو میل دلم اینست ، ترسم که پسندت نشود مشکلم اینست ، پروا مکن از قتل من امروز که فردا ، شرط است نگویم به کسی قاتلم اینست ، هرگز نروم جای دگر از سر کویت ، تا جان بود اندر تن من منزلم اینست ، جز وصل رخ دوست نخواهم ز خدا هیچ ، در دهر امیدی که بود در دلم اینست .
icha
الحق که غمت از تو وفادارتر است .
icha
زندگی زیباست که گاه خاطره ای در میان خاطره ها خاطره ی خاطره ها می گردد .
icha
یک همیشه یکه ! شاید در تمام عمرش نتونه بیش از یک عدد باشه ، اما بعضی وقتا همین یک میتونه خیلی باشه ، یک دنیا ، یک سرنوشت ، یک دوست ، یک خاطره .
icha
امشب یک میگه من هستم میگم نمیخوام