icha
به او گفتم غمگین ترین ترانه را برایم بخوان ، چشمهایش را بست و آرام آرام گریست .
icha
در این شهر صدای پای مردمی است که همچنان که تو را می بوسند ، طناب دار تو را می بافند ، مردمی که صادقانه دروغ می گوید !
icha
هزار گل تقدیم به آیینه ی شکسته ای که هزار بار لبخند شما را تکرار می کند .
icha
انسان به سه بوسه نکمیل میشود ، بوسه ی مادر که با آن پا به عرصه ی خاکی میگذاری ، بوسه ی عشق که یک عمر با آن زندگی میکنی ، بوسه ی خاک که با آن پا به عرصه ی ابدیت میگذاری .
icha
دلم دل نیست ، دریا نیست ، مرداب است که موجی هم سراغش را نمی گیرد ، نه میل زیستن دارد نه می میرد .
icha
از سکوت پرسیدم برای دوستم چه بنویسم ، گفت بنویس ما را چون روزگار فراموش مکن .
icha
جدا موندن از کسی که دوستش داری فرقی با مردن نداره ، پس عمری که بی تو میگذرد مرگیست به نام زندگی .
icha
عشق تو نکوست در شب و روز ، دیدار تو خواب را بر چشمان هر تاریکی آشفته می کند .
icha
منطق عشق آن است که هرچه کمتر داری ، بیشتر می توانی ایثار کنی .
icha
دستمال خیس آرزوهایم را فشردم ، همین سه قطره چکید : با ، من ، بمان .
icha
تنهاترین آدم دنیا کسی است که دلش زندانی دیگری باشد .
icha
رسم دنیا فراموشی است ، اما تو فراموش نکن یکی در لا به لای زمان به یاد توست .