icha
مرد بزرگ ب خود سخت می گیرد و مرد کوچک ب دیگران
icha
دوستت دارم را،من دلاویزترین شعر جهان یافته ام.دامنی پر کن از این گل ک دهی هدیه ب خلق ک بری خانه دشمن، ک فشانی بر دوست
icha
سلاخي زار زار ميگريست ب قناري کوچکي دلباخته بود
icha
من از بيگانگان ترسي ندارم تمام ترس من از آشنا است
icha
به يكي ميگن شغلت چيه؟ميگه تا ظهر ميخوابم بعد از ظهر هم استراحت ميكنم
icha
تا تنور گرمه نون و بچسبون !
icha
تا پريشان نشود كار بسامان نرسد !
icha
تا مار راست نشه توي سوراخ نميره !
icha
تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها !
icha
تخم نكرد نكرد وقتي هم كرد توي كاهدون كرد !
icha
تغاري بشكنه ماستي بريزد - جهان گردد ب كام كاسه ليسان !
icha
تنبان مرد كه دو تا شد بفكر زن دوم ميافته !
icha
تنبل مرو ب سايه، سايه خودش ميآيه !
icha
تومون خودمونو ميكشه، بيرونمون مردم را !
icha
تو كه ني زن بودي چرا آقا دائيت از حصبه مرد !