icha
ترفندهایی برای خانم ها که با اعصاب شوهرشان بازی کنند البته در این مورد خانم ها به هیچ وجه نیاز به آموزش ندارند 1. غذای شور و سوخته جلوی شوهرتان بگذارید و قبل از اینکه لب به غذا بزند بگویید: اینقدر بدم میاد از مردایی که از غذای زناشون ایراد میگیرن! 2. هر وقت شوهرتان برای شما دسته گل خرید، بگویید ا، باغچه همسایه چه گلهایی قشنگی داره! چرا کندیشون؟! 3. هر وقت شوهرتان برای شما حرفای قشنگ زد، به طرز فجیعی از ته حلق بگویید؟ هوووووووووووووووووووووووووووووووووووق 4. هر وقت دیدید شوهرتان مشغول تماشای مسابقه فوتبال می باشد ، به بهانه تماشای عمو پورنگ سریع کانال را عوض نمایید! 5. دائما در حضور شوهرتان ،از عرضه و توانایی مردان دیگر تعریف کنید! 6. اگر شوهرتان با کلی قرض و قوله و وام گرفتن برای کادوی تولدتان یک عدد پژو ۲۰۶ آلبالویی خرید با دلخوری بگویید: اگه با خواستگار قبلیم ازدواج می کردم حتما برام یه ماکسیما می خرید! 7. هر وقت دیدید شوهرتان با خیال راحت خوابیده است برای ضد حال زدن به او بگویید:عزیزم می دونی اگه الان مهریم رو مطالبه کنم باید بری گوشه زندان بخوابی؟!
icha
وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشی" صدا می کرد . به اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون توجهی به این مساله نمیکرد . آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست. من جزومو بهش دادم. بهم گفت: "متشکرم". میخوام بهش بگم، میخوام که بدونه، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم. من عاشقشم. اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم. تلفن زنگ زد. خودش بود . گریه می کرد. دوستش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمیخواست تنها باشه. من هم اینکار رو کردم. وقتی کنارش نشسته بودم، تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از ۲ ساعت دیدن فیلم و خوردن ۳ بسته چیپس، خواست بره که بخوابه، به من نگاه کرد و گفت: "متشکرم " . روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد. گفت: "قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد" . من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم، درست مثل یه "خواهر و برادر".
امتیاز
15 سال و 8 ماه و 10 روز و 13 ساعت و 19 دقيقه قبلای بدم میاد از این سیریشا
15 سال و 8 ماه و 10 روز و 13 ساعت و 14 دقيقه قبلمنم هادی

15 سال و 8 ماه و 10 روز و 13 ساعت و 11 دقيقه قبل