مردی مقابل گل فروشی ايستاد. او می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر ديگری بود سفارش دهد تا برايش پست شود.
وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را ديد که در کنار درب نشسته بود و گريه می کرد. مرد نزديک دختر رفت و از او پرسيد : دختر خوب چرا گريه می کنی ؟
دختر گفت: می خواستم برای مادرم يک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است. مرد لبخندی زد و گفت :با من بيا٬ من برای تو يک دسته گل خيلی قشنگ می خرم تا آن را به مادرت بدهی.
وقتی از گل فروشی خارج می شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضايت بر لب داشت. مرد به دختر گفت : می خواهی تو را برسانم؟ دختر گفت نه ، تا قبر مادرم راهی نيست!
مرد ديگرنمی توانست چيزی بگويد٬ بغض گلويش را گرفت و دلش شکست. طاقت نياورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کيلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هديه بدهد.
شکسپير می گويد: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری، شاخه ای از آن را همين امروز به من هديه کن!
در 30 سالگي کارش را از دست داد
در 32 سالگي در يک دادگاه حقوق شکست خورد
در 34 سالگي مجددا ور شکست شد
در 35 سالگي که رسيد,عشق دوران کودکي اش را از دست داد
در36 سالگي دچار اختلال اعصاب شد
در 38 سالگي در انتخابات شکست خورد
در 48,46,44 سالگي باز در انتخابات کنگره شکست خورد
به55 سالگي که رسيد هنوز نتوانست سناتور ايالت شود
در 58 سالگي مجددا سناتور نشد
در 60 سالگي به رياست جمهوري آمریکا برگزيده شد
...
نام او آبراهام لينکلن بود
...
جا نزد
هرگز جا نزنيد
بازندگان آنهايي هستند که جا زدند
ایمیل های زیادی را از طرف افرادی دریافت می کنیم که می گویند همسرانشان بعد از کشف خیانتشان هیچ احساس پشیمانی از خود نشان نداده اند. خیلی ها می گفتند اگر طرفشان حتی کمی احساس پشیمانی یا نگرانی از خود نشان می داد شاید به نگه داشتن ازدواجشان راغب تر بودند و همه عصبانیتشان به خاطر عدم پشیمانی و ندامت همسرانشان است. حتی خیلی ها می گفتند که همسر خائنشان نه تنها پشیمان نبوده بلکه این خیانت را تقصیر آنها هم می دانسته است. در این مقاله می خواهیم این موضوع را بررسی کنیم که چرا خیلی ها خیلی دیر از خیانت خود پشیمان می شوند.
عدم پشیمانی از خیانت معمولاً روشی برای حفاظت از خود و ادامه انکار به خیانت است. اجازه بدهید کمی در این مورد فکر کنیم. وقتی کسی راه خیانت را پیش می گیرد، علائم هشدار و توقف زیادی سر راه خود می بیند. بارها و بارها ندای درونیشان از آنها سوال می کند که چه می کنند و هشدار می دهد. همه آنها در اعماق قلب خود می دانند کاری که می کنند اشتباه محض و خودخواهانه است اما برای گذر از آن علائم هشدار و ادامه راهشان، باید دنبال چیزی برای توجیه کار خود باشند.
راه های زیادی برای توجیه خیانت وجود دارد. آنها به خود می گویند که آنچه می خواهند را در حضور همسرشان پیدا نمی کنند، فکر می کنند همسرشان آنها را درک نمی کند، بارها به خود قول می دهند که فقط یک بار مرتکب این اشتباه می شوند. خودشان را گول می زنند که اینکار هیچ ضرری به دنبال ندارد چون می توانند اوضاع را کنترل کنند و هیچکس نخواهد فهمید که چه می کنند.
و همانطور که می بینید همینطور و همینطور به خودشان دروغ می گویند. نمی خواهند یا نمی توانند واقعیت موضوع را همانطور که هست ببینند و در تلاشند که عزت نفسشان را حفظ کنند. خیلی ها خیانت را مثل یک سرگرمی می بینند و هیچوقت درمورد این موضوع با خودشان صادق نیستند. هیچوقت با خودشان نمی گویند که ، "من به همسرم خیانت می کنم چون آدم ضعیف و خودخواهی هستم و برای خودم احترامی قائل نیستم." همانطور که می توانید تصور کنید هیچکس چنین حرفهایی با خود نمی زند. افراد کمی هستند که این واقعیت را می پذیرند.
به همین خاطر در ذهن خودشان باید این موضوع را طوری جلوه دهند که خیانت اصلاً مسئله مهمی نیست و حتی وقتی همسرشان پی به خیانت آنها می برد، از موضع خود پایین نمی آیند. بااینکه می دانند آنچه به خودشان
1. دریچههای قلبتان را باز کنید و شگفتزده شوید. اگر این مقاله را میخوانید یعنی درهای قلبتان را برای دریافت یک عشق جدید باز کردهاید. درست است؟ اما اینکه واقعاً دریچههای قلبتان را به روی عشق باز کنید یعنی حتی بااینکه دنبال آن فرد استثنایی برای خودتان هستید، عشق را از هر جایی که بیاید میپذیرید. مرد زندگیتان باید به طریقی که اصلاً انتظارش را ندارید از راه برسد و شکلی باشد که هیچوقت تصورش را نمیکردید. تنها راه پیدا کردن آن فرد این است که افراد گوناگونی را زیر نظر داشته باشید.
2. تازمانیکه متعهد نشدهاید، خیلی امیدوار نباشید. مردی استثنایی را ملاقات کردهاید که اوقات بسیار زیادی را با او میگذرانید. به نظرتان میرسد که باید فقط روی او تمرکز کنید؟ نه، به هیچوجه. راه انتخابهای دیگر را باز بگذارید مگراینکه او از شما بخواهد که به او متعهد شوید. مسئله پیچاندن او نیست، مسئله این است که حس خودتان بودن را حفظ کنید به جای اینکه یک مرد را مرکز زندگیتان کنید. همچنین باعث میشود خیلی نیازمند آن فرد به نظر نرسید و طوری به نظر او خواهد آمد که درخواست او بوده که به هم متعهد شوید.
3. زبان بدنتان را نرمتر کنید. دفعه بعدی که با مردی قرار میگذارید و بیرون میروید، لحظهای صبر کنید و ببینید بدنتان چه میکند. این احتمال وجود دارد که اعصابتان باعث میشود شانههایتان را سفت کنید یا دستهایتان را به هم قلاب کنید. ما زنها اینقدر اسیر خودمان میشویم که فراموش میکنیم زنانگی که مردها اینقدر عاشقش هستند را نشان دهیم. پس به جای این، دستهایتان را آرام کنید، شانههایتان را بیندازید و وقتی در حضور او هستید، پشتتان را صاف نگه دارید. بعد ببینید که چطور نرم نرمک به شما و دلتان نزدیک میشود.
4. خیلی به جلو نگاه نکنید. در آخرین قرار ملاقاتتان به چه فکر میکردید؟ اگر شما هم مثل اکثر زنها باشید، احتمالاً میبینید که خیلی وقتها این افکار ذهنتان را مشغول میکند: آیا دوستم دارد؟ آیا شوهر خوبی برایم میشود؟ آیا دوست دارد رابطه با من را ادامه دهد؟ تمرکز بر آینده و ای کاشها نه تنها باعث میشود نتوانید از لحظاتتان لذت ببرید و کشف کنید که آن مرد واقعاً کیست، بلکه باعث میشود نتوانید هیچوقت با بخشی از او که بیشترین اهمیت را دارد یعنی دلش، ارتباط برقرار کنید.
میگن علم پیشرفت کرده شده 5 تا...
15 سال و 8 ماه و 8 روز و 6 ساعت و 13 دقيقه قبل
ابن سینا که گفت 3تا
15 سال و 8 ماه و 8 روز و 6 ساعت و 11 دقيقه قبلاونم درسته...
مهم نیت ِ ... 
15 سال و 8 ماه و 8 روز و 6 ساعت و 10 دقيقه قبلایول چی بشه این امتحان
15 سال و 8 ماه و 8 روز و 6 ساعت و 9 دقيقه قبل