icha
کاش پرنده ای پرشکسته میشدم و در کنج قلبت آشیانه میکردم و همونجا میمردم ، تا آنفلانزای مرغی بگیری .
icha
کوه با نخستین سنگها آغاز میشود و انسان با نخستین درد ، در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمیکرد ، من با نخستین نگاه تو آغاز شدم .
icha
بازی روزگار را نمیفهمم ! من تورا دوست دارم ، تو دیگری را ، دیگری مرا و همه ما تنهاییم .
icha
موج اگه می دونست که ساحل هیچ وقت دستش رو نمیگیره ، هرگز نفس نفس نمیزد برای رسیدن بهش .
icha
تا که بودیم نبودیم کسی ، گشت مارا غم بی همنفسی ، تاکه رفتیم همه یار شدند ، خفته ایم و همه بیدار شدند ، قدر آیینه بدانیم چو هست ، نه در آن موقع که افتاد و شکست .
icha
دلت شاد و لبت خندان بماند ، برایت عمر جاویدان بماند ، خدا را میدهم سوگند بر عشق ، هر آن خواهی برایت آن بماند .
icha
اگه بگی دوستم نداری میرم تو باغچه اینقدر جیک جیک میکنم تا پیشی بیاد منو بخوره .
icha
پای مورچه را تصور کن (الهی) ، حالا تصور کن جوراب داره ، حالا تصور کن که جورابش سوراخه ، دلم برات اندازه سوراخ جوراب مورچه شده .
icha
کاغذتم ، احساست رو روم بنویس ، عصبانیتت رو روی من خط خطی کن ، حتی اگه سردت شد بسوزونم تا گرم بشی ، فقط دورم ننداز .
icha
عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر و بزرگ کردن یک نفر به اندازه دنیا .
حمید اینجور نباش ااااااااااااااااااااااا
15 سال و 6 ماه و 11 روز و 1 ساعت و 30 دقيقه قبل