icha
هیچ چیز نمی تواند بر عشق حکومت کند ، بلکه این عشق است که حاکم بر همه چیز است .
icha
دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست ، آنجا که باید دل یه دریا زد ، همین جاست !
icha
امشب دو چشم پنجره بی خواب بوده ، مهمان این خانه فقط مهتاب بوده ، با من بمان تا این دو راهی ای سپیده ، ماهی قرمز مرده تنگ بی آب بوده .
icha
جزیره ی دلم را برای آمدنت چراغانی کردم ، اما تو بهانه کردی که از دریا می ترسم .
icha
اگر آواز می خوانم ، اگر اندوه از چشمان من پیداست ، اگر راه گلویم را گرفته بغض پنهانی ، اگر دریا نه یک رودم به سمت خود پریشانی ، اگر باران ندارم ابر بی بارم ، اگر دیوانه ام مستم فقط یک آروز دارم بدانی : دوستت دارم .
icha
برو باشد ولی من هم خدا و عالمی دارم ، برو باشد ولی شبها اگر دیدی بد آهنگ است بدان من گریه می کردم که از دنیا دلم تنگ است ، من از دنیا گله مندم که از مهر تو کم دارم ، ببین یک خواهشی دارم مرا در خود کمی حل کن ، نگو رفتم خداحافظ کمی دیگر معطل کن .
icha
قرار بی قراری شد قرارم ، من احساس تو را در انتظارم ، ببین از دوریت بی روزگارم ، زمستانم که در سوگ بهارم ، من آن ابرم که خشکم ، نا ندارم ، که در اندوه دوری ها ببارم ، ستاره ، آسمان ، روز می شمارم ، عزیزم ، عاشقم ، مجنون و زارم ، بیا نوری بده بر تاری شبهای تارم ، که بی تو لعنتیست بر هرچه دارم ، نمی دانم که در دوری به قلبت ماندگارم ، ولی اما تو را تا حد جانم دوست دارم .
لایک
15 سال و 6 ماه و 20 روز و 6 ساعت و 18 دقيقه قبل