icha
این فاصله ها که بین ما بسیارند / از بودن ما کنار هم بیزارند / یک روز برای دیدنت می آیم / اما اگر این فاصله ها بگذارند .
icha
بوسه هایت انار را می ترکاند ، نفس هایت سیب را می رساند ، آغوشت ابر را می باراند ، پاییزترینی تو !
icha
قشنگترین نگاهم را برایت کنار گذاشتم تا بدانی با تمام وجود دوستت دارم .
icha
موجی از عشق رو بر ساحل دلت میفرستم تا بدونی فراموش نشدنی هستی .
icha
خوشبختی را در همین لحظه باور کن ، لحظه ای که دلی به یاد توست .
icha
عشق داغیست ، تا مرگ نیاید نرود هرکه بر چهره از این داغ نشانی دارد .
icha
به وسعت ندیدن نگاهت خسته ام ، چگونه بشکنم ثانیه های سنگین دوریت را .
icha
با تو بون قصه ی شیرینی است به وسعت تلخی و تنهایی و داشتن تو فانوسیست به روشنایی هرچه تاریکی .
icha
اگر ای دوست تحمل بنمایی ، همچو خاری که شود همدم گل ، با تو تا مرز شکفتن ، با تو تا سبز شدن ، آن طرف تر حتی ، با تو تا زرد شدن می مانم .
icha
یادمان باشد تا هستیم به یاد هم باشیم ، موقع رفتن فریاد صدایی ندارد .
icha
ببخشید بد موقع مزاحم شدم ! میخواستم قربونت برم ، از کدوم طرف برم ؟
icha
کویر قلبم خشک شده ، محبتت را ارزانی دلم کن ، سیراب نمی شود اما شاید لبی تر کند .
icha
زمانی کوه بودم ! حالا دیگر آدم شده ام ، می رسیم به هم ؟
icha
پی نجوای رفتن نباش ، در غیبت لبخند تو گم می شوم !
icha
کاش میشد تو روزگارت ، تو بهار موندگارت میون این همه یارت ، من بشم دار و ندارت .