icha
شما ممکن است بتوانید گلی را زیر پا لگدمال کنید ، اما محال است بتوانید عطر آن را در فضا محو سازید .
icha
دل از من برد و روی از من نهان کرد ، خدایا باکه این بازی توان کرد ، شب تنهایم در قصد جان بود ، خیالش لطف های بیکران بود . (حافظ)
icha
ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم ، همراز عشق و همنفس جام و باده ایم ، برما بسی کمان ملامت کشیده اند ، تا کار ز ابروی جانان گشوده ایم ، ای گل تو دوش داغ سبوهی کشیده اید ،ما آن شقایقیم که با داغ زنده ایم . (حافظ)
icha
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت ، گر نکته دان عشقی ، بشنو تو این حکایت . (حافظ)
icha
دردم از یار است درمان نیز هم ، دل فدای او شد و جان نیز هم . (حافظ)
icha
خیال خال تو به خاک خواهم برد ، که تا زخال تو خاکم شود عبیر آمیز ، میان عاشق و معشوق هیچ هایل نیست ، تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز . (حافظ)
icha
من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق ، چهار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که هست ، می بده تا دهمت آگهی از سر قضا ، که بروی که شدم عاشق و از بوی که مست . (حافظ)
icha
آدم برفی نبودم....که به پایت...یک شبه آب شوم....مــــن....مو به مو سفید شدم....!
icha
نفسم ... نفسم ... کودک که بودم ... وقتی زمین میخوردم ... مادرم مرا می بوسید... تمام دردهایم از یادم میرفت ... دیروز زمین خوردم،دردم نیامد ...!! اما به جایش تمام بوسه های مادرم به یادم آمد....