icha
دستهایم هنوز تو را عاشقند و به آن احساس و به آن لحظه ی پاک هم آغوشی با دستهایت حسادت می کنند ، کاش باز هم تکرار میشد نفس کشیدن در آغوش شیرین خاطره ی با تو بودن .
icha
تو نظیر من بجویی و بدیل من بیابی عوض تو من نیابم که به هیچ کس نمانی .
icha
همیشه غکر کن توی یک دنیای شیشه ای زندگی میکنی ، پس سعی کن به طرف کسی سنگ پرتاب نکنی چون اولین چیزی که میشکند دنیای خودته .
icha
آدم به زمین آمد ، این حاثه رویا نیست این فرصت بی تکرار عشق است ، معما نیست .
icha
اگر روزی کنم معنا ، معمای نگاهت را به دنیایی نمی بخشم خیال چشم ماهت را .
icha
آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین چه دل آزارترین شد ، چه دل آزارترین .
icha
میدونم که دلت مثل آیینه صافه این فاصله هاست که بی انصافه .
icha
ای گلشن گل ها به گلستان چه نویسم ، من نیز غریبم به غریبان چه نویسم ، ترسم قلم شعله کند بسوزد ، به غریبان چه نویسم ؟
icha
کیستم که شدم لیلی آن عاشق دلناز تو که باشی که شدی جان و دل لیلی دلباز .
icha
ابر چشم به هوای رخ تو بارانیست پشت مژگان دو چشمت دل من زندانیست .
icha
شعله گشتم از فراغت سوختم در انتظارت هرگز از یادم نرفتی من فدای روی ماهت .
icha
به او گفتم غمگین ترین ترانه را برایم بخوان ، چشمهایش را بست و آرام آرام گریست .
icha
اگه یه وقت تنها شدی اینو بدون که خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش .
icha
عاشق یک چشم می خواهد برای خواندن خط به خط دل معشوق ، عاشق پایی می خواهد برای دویدن به هر کجایی که معشوق هست ، عاشق صدایی می خواهد برای خواندن از عشق ، هر چقدر که بد باشد .