icha
به قاصدک زندگیت بگو هیچ چیز نمیتونه یادت رو از دلم ببره ، حتی فاصله ها .
icha
بیا تا در شب چشمت ببازم صبح فردا را جدا از تو نمی خواهم ببینم روی دنیا را .
icha
خوشبخت کسی است که شکوه رفتارش ، آفریننده ی لبخند زندگی در چهره ی دیگران باشد ، خوش به حالت ، چقدر خوشبختی !
icha
اگرچه قلبم برای بودن کوچک است ، اما تو برای همیشه مهمان این خانه ی کوچک باش .
icha
به کلبه ی کوچک قلبم دعوتت می کنم تا بدانی در اجاق سرد دل چیزی جز یاد تو نمی سوزد .
icha
دنیا نباشد ! فقط کوچه ای باشد و باران و دوستی که زلال تر از باران است .
icha
مرنج از من ، که دل را نباشد طالقت رنجت به دنیایی نمی بخشم صفای قلب یکرنگت .
icha
دوست مزرعه ی سرسبزی است که با امید و عشق در آن بذر می افشانی و با سپاس آن را درو میکنی .
icha
کاش فاصله ها اجازه می دادند وقتی قلبها به یاد هم می تپند ، در کنار هم باشند .
icha
در این زندان تنهایی ، به هر سو هرکجا هستم از این بابت دلم شاد است که گاهی میکنی یادم .
icha
تمام خنده هایم را نذر کرده ام تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا ، عطر دستهایت ، دلتنگی ام را به باد می سپارد .

15 سال و 4 ماه و 25 روز و 21 ساعت و 5 دقيقه قبل
15 سال و 4 ماه و 25 روز و 21 ساعت و 5 دقيقه قبل