icha
روزگاری جاده بودم ، جاده ای غرق تردد جاده ای کز رفت و آمد ، لحظه ای خالی نمیشد من که بسیاری غریبان را به آبادی رساندم عاقبت خود ماندم و ویرانه و تنهایی خود . . .
icha
سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد اگر از شهر غم رفتی ، مرا هرگز مبر از یاد . . .
icha
در عالم رفاقت محبت تقدیمت میکنم، تا در بیگانگی فردا فراموشم نکنی . . .
icha
خنده بر خاری من ای گل بی خار مزن من به پای تو نشستم که چنین خار شدم . . .
icha
دلم زیبا ترین دل هاست امروز درون این دلم غوغاست امروز دلم را در طبق بنهاده بودم دهم آن را به دست یار امروز . . .
icha
یاس بوی مهربانی میدهد عطر دوران جوانی میدهد یاس ها یاد آور پروانه اند یاس ها زندگی بخش خانه اند . . .
icha
گرچه ما خوابیده اندر سایه ایم در رفاقت تا قیامت پایه ایم . . .
icha
برای دیدن تو ، چشم میکند گدایی به خدا که این گدایی ندهم به پادشاهی . . .
icha
ناز آن چشمی که سویش مال ماست ناز آن دوستی که قلبش یاد ماست . . .
icha
دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی . . .
icha
در فلسفه وفا چنین آمده است ، دل وقف شکستن است ، بیهوده نرنج . . .
icha
در میان بغض کوچه ها من همان تنها ترینم گر میان هر نگاهی صوت غمگینی شنیدی یاد کن از قلب بی تابی که هر دم یاد معشوق است . . .
icha
نمیدونم چون عزیزی دوستت دارم یا چون دوستت دارم عزیزی !؟
icha
گناه من گناه بی گناهیست تمام هستی ام غرق سیاهیست به هر کس دل دادم بی وفا شد چو پابندش شدم از من جدا شد . . .
icha
هر گاه قادر به شمردن قطرات باران شدی ، خواهی دانست که چقدر دوستت دارم . . .