icha
سکوت عاشق در برابر جفای معشوق ، فقط به خاطر حرمت عشق است .
icha
من در سرزمینی زندگی می کنم که دویدن سهم کسانی است که نمی رسند و رسیدن حق کسانی است که نمی دوند .
icha
بلندترین شاخه ی درخت ، یک واژه را می فهمد ، و آن هم تنهاییست .
icha
عشق گناه نیست اما من در میان مردمانی زندگی می کنم که عشق را گناه و عاشق را گناهکار می دانند ، عشق را جرم و عاشق را مجرم می دانند ، عزیزم عاشق نشو چون مجازات تو اعدام است .
icha
چند تا دوسم داری ؟ همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ می گفتم ، ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی ! می دونی چرا ؟ چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که می شناسم ، دقت کردی که قشنگترین و عزیزترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟ ماه یکیه ، خورشید یکیه ، زمین یکیه ، خدا یکیه ، مادر یکیه ، پدر یکیه ، تو هم یکی هستی ، وسعت عشق من به تو هم یکیه ، پس اینو بدون از الان و تا همیشه : یکی دوست دارم !
icha
من تو را باز کجا خواهم یافت ؟ جز در اندیشه ی خویش و به جر قصه ی هجران و شکیب ، چیست افسانه ی عمر ؟
icha
در این شب پر از سکوت ، واژه ها یاری ام نمی کنند ، کاش تو بودی تا سکوتی مرگبار بر لحظاتم سایه نمی افکند ، کاش تو بودی تا در دریای مهربانیت غرق می شدم ، تو زیباترین ترانه ام هستی .
icha
رفتمو تو شهر عشقم دلمو تنها گذاشتم ، دیگه حتی واسه موندن یه بهانه هم نداشتم ، با همه روح و وجودم یه دله شکسته بودم ، آره دل شکسته بودم با تمامی وجودم ، میگن این دو روز دنیا جای غم خوردن نداره ، چه جوری آروم بگیره اون دلی که بیقراره .