دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

icha

من ، منم اما هیچی نیستم جز یک بنده خدا فقط میدونم باید زندگی کرد درباره »
icha
مرد - مجرد
امتیاز: 7424.95

دنبال‌شدگان

(555 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(616 کاربر)

گروه‌ها

(127 گروه)

بازدید

icha
icha

قلبت را خالی نگه دار ، اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد ، به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم ، چرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز .

icha
icha

از گلشن گلها به گلستان چه نویسم ، من نیز غریبم به غریبان چه نویسم ، ترسم که قلم شعله کند صفحه بسوزد ، با این دل تنگم به عزیزم چه نویسم .

icha
icha

امروز کسی محرم اسرار کسی نیست ، من تجربه کردم کسی یار کسی نیست ، بیهوده مکن وقت گران صرف رفیقان ، صرف کسی کن که دلش مال کسی نیست .

icha
icha

ای کاش کودک بودم تا احساست کنم ، ای کاش باران بودم تا غبار را از دلت دور کنم ، ای کاش تار بودم تا ساز مورد علاقه ات را بنوازم ، اما افسوس که نه کودکم نه بارانم نه تارم ، اما عاشقانه و صادقانه هستم و دوستت دارم .

icha
icha

دیشب که عشق پرده ی قلب مرا درید ، آهی به رنگ درد تو بر تار دل تپید ، یعنی نفس ، نفس بکش ای پاره ی تنم ، شاید صدای قلب تو را آدمی شنید .

icha
icha

تنها اگر دمی کوتاه آیم از تکرار این پیش پا افتاده ترین سخن که : دوستت می دارم ، چون تندیسی بی ثبات بر پایه های ماسه به خاک در می غلتی و پیش از آنکه لطمه ی درد در همت شکند به سکوت می پیوندی .

icha
icha

دلم کپک زده آه که سطری بنویسم از تنگی دل ، کاش دلتنگی نیز نام کوچکی می داشت تا به جان اش می خواندی : نام کوچکی تا به مهر آوازش می دادی ، همچون مرگ که نام کوچک زندگیست .

icha
icha

میدونی چرا هیچ وقت من صدقه نمیدم ؟ چون میگند بلا رو از آدم دور میکنه ، من طاقت دوری تو رو ندارم بلا .

icha
icha

ای که از تازگی زخم دلم تازه تری ، یعنی از قصه دلتنگی من با خبری ، مثل مهتاب که از خاطر شب می گذرد ، هر شب آهسته از آفاق دلم می گذری .

icha
icha

عاشقی بودم به درگاهت عزیز ، کفتری بودم به بامت ای عزیز ، تو پر و بالم شکستی ای عزیز ، بنده ی خود ساختیم آری عزیز ، حال می خوانی به ساز قمریان ، بی وفایی را چرا ؟ گوییم خواهی کنی من را جدا ! این چه رسم آشنایی است ، دست دادی و سلامی ، چرا خوانی جدایی ، چرا خوانی جدایی !

icha
icha

برای غنچه طلوع مهربان آفتابی ، به دنبال هوای خاطراتت ، تمام لحظه های زندگی را فدای آبی احساس پاکت می نمایم .

icha
icha

بی خبر از هم خوابیدن چه سود ؟ بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود ؟ زنده را تا زنده است ، باید به فریادش رسید ، ور نه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود ؟ گر نرفتی خانه اش تا زنده بود ، خانه صاحب عزا تا صبح خوابیدن چه سود ؟ گر نپرسی حال من تا زنده ام ، گریه و زاری و نالیدن چه سود ؟ زنده را در زندگی قدرش بدان ، ور نه مشکی از برای مرده پوشیدن چه سود ؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
icha
icha

خوب رویان بر سر بازار عشق ، با نگاهی دل فریبی می کنند ، ما که عمری دل به خوبان داده ایم ، پس چرا با ما غریبی می کنند .

icha
icha

عاشق هر کس شدم او شد نصیب دیگری ، دل به هر کس دادم او زد به قلبم خنجری ، من سخاوت دیده ام دل را به هر کس می دهم ، شرم دارم پس بگیرم آنچه را بخشیده ام .

icha
icha

تو را دوست دارم تنها به خاطر خودت ، تو را با همه خوبی ها و زیبایی هایت می پرستم ، وقتی نیستی دستانم به وسعت فاصله ها خالی است ، و به غریبی یک پرنده شب تنهاست ، شب هنگام که به خوابم می آیی و چشم باز می کنم و می بینم که نیستی نگاهم طعم باران می گیرد .