icha
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند ، و تماشای تو زیباست اگر بگذارند ، به من عاشق مسکین به حقارت ننگر ، دل وسعت دریاست اگر بگذارند ، من ز اظهار نظرهای دلم فهمیدم ، عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند .
icha
تو را به آوای چشمانت سوگند نگاهم را به باور چشمانت درآویز که دریایی اسیر در سیاهی چشمانت گشته ام .
icha
آرام نگاهت کردم و با لبخندی پاسخش را گفتی و در امتداد چشمانت برقی زد که در خاکستر نگاهت به باور نشاند .
icha
عشق اینجا آتش است و عشق و دود ، عشق کامد می گریزد عقل زود ، عشق در سودای عشق استاد نیست ، عشق کار عقل مادرزاد نیست .
icha
زندگی چون خورشید می کند از پس نیزار طلوع ، گل سرخی رویید ، در من اینک خندید غنچه ای از امید ، ای خوشا ابر شدن باریدن ، ای خوشا رود شدن جوشیدن ، کلبه ای باید ساخت در میان دل دوست ، زندگی شیرین است ، زندگی شیرین است .
icha
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است گاهی تو را کنار خود احساس می کنم اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است .
icha
ذوقم که میرسد به تو فعال میشود دور از تو خاک میخورد و چال میشود این عاشق خجالتی از شرم چشمتان هر وقت میرسد به شما لال میشود .
icha
مانده ام در حسرت بالا بلایی روز و شب جان دهم از دوری دیر آشنایی روز و شب عاشقانه کو به کو شهر شما را گشته ام تا بیابم شاید از تو ردپایی روز و شب دلخوشم با خاطرات هر شب تو روزها بی تو دارم با دل خود ماجرایی روز و شب .
icha
برای چشم عاشق تو نامه پست میکنم همیشه آن تبسمی که میل توست میکنم غم شکستن من و تو هم تمام میشود فکر راه را نکن ، خودم درست میکنم .
icha
این طرف مشتی صدف ، آنجا کمی گل ریخته موج ماهی های عاشق را به ساحل ریخته زاهدی با کوزه ای خالی ز دریا بازگشت گفت خون عاشقان منزل به منزل ریخته .
icha
تا بپیوندد به دریا کوه را تنها گذاشت رود رفت اما مسیر رفتنش را جا گذاشت هیچ وصلی بی جدایی نیست ، این را گفت و رود دیده گلگون کرد و سر بر دامن صحرا گذاشت .
icha
دیده ام خورشید را در خواب ، تعبیرش تویی خواب در یاد شب مهتاب ، تعبیرش تویی خوب من خواب تو را دیدن در این دنیای بد چون گل روییده در مرداب ، تعبیرش تویی .
icha
خوشبختی مثل پروانه است ، اگه دنبالش بری فرار میکنه ، ولی اگه بایستی رو سرت میشینه ، برات آرزوی یک دنیا پروانه دارم .