icha
در سحرگاهی که میگردد افق رنگ شراب ، یا که میلغزد به نرمی عکس نیلوفر در آب ، نازنینا آن زمان نقش تو می یاید به یاد .
icha
دوسش داری ؟ بهش بگو ، منتظرشی ؟ بهش بگو ، شبا به خاطرش نمی خوابی ؟ بهش بگو ، اما هیچ وقت بهش دروغ نگو .
icha
هروقت می بینمت اروم آرومم ، وقتی نمی بینمت قلبم می لرزه ، وقتی صداتو نمیشنوم دلم تنگ تنگ تنگ ، ولی چون دلتنگ توام برام شیرینه .
icha
اشک هایم را برای چشمانم می نویسم ، چشمم می خواندش و دلم گوش می دهد و قدری آرام می گیرم ، پس هنوز هم چاره ای هست که دوری ات را تحمل کنم ، تا اشکی هم نباشد خدا بزرگ است .
icha
ابرهای بارانی چشمانم از بس باریدند ، همچون چاه چشمان عروسک هاییم خشکیدند . پایان جدایی کجاست .
icha
بین آنچه از عشق روی چوب درخت کاغذها می سراییم و آنچه عمل می کنیم خیلی فاصله هست ، پس بیایید عشق را روی چوب درخت عمل بسراییم تا هیچ فاصله ای نباشد .
icha
یک دستور ! مراقب بچه ها باش تا گلهارو نچینند ، اشتباه نکن ، من شهردار نیستم ، فقط نگران توام گلم .
icha
مگر میشود با سنگ انداختن های پیاپی در آب ، ماه را از حافظه آب گرفت .
icha
در نهان به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارند و در آشکارا از آنانی که دوستمان دارند غافلیم ، شاید این است دلیل تنهایی ما .
icha
احساس خوبیه وقتی یک نفر دلتنگت باشه ، احساس بهتر اینه که یک نفر عاشقت باشه ، اما بهترین احساس وقتیه که یک نفر هیچ وقت فراموشت نکنه .