دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

icha

من ، منم اما هیچی نیستم جز یک بنده خدا فقط میدونم باید زندگی کرد درباره »
icha
مرد - مجرد
امتیاز: 7424.95

دنبال‌شدگان

(555 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(616 کاربر)

گروه‌ها

(127 گروه)

بازدید

icha
icha

و من جان رویاهایم را قسم خوردم که با تو می مانم و تو می گویی رویا را باور نداری و می خواهی جان تو را قسم خورم ، حالا من چگونه جان کسی را قسم خورم که رویا را باور ندارد و مرده ای بیش نیست

icha
icha

در این زمانه که شرط حیات نیرنگ است ، دلم برای رفیقان با وفا تنگ است .

icha
icha

@Elyas سلام به دنبالر خوش آمدی کاربرگرامی امیدوارم دوست و کاربرخوبی برای دنبالر باشی

icha
icha

کهنه فروش داد می زنه چراغ شکسته می خریم ، کفشای پاره می خریم ، اسباب کهنه می خریم ، بی اختیار داد می زنم : کهنه فروش قلب شکسته می خری ؟

icha
icha

هرگز برای عاشق شدن به دنبال باران و بهار و بابونه نباش ، گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند

icha
icha

اگر دنیا پر از عاشق نباشه ، تو این دنیا دل صادق نباشه ، همون بهتر که این دنیا نباشه ، زمین و آسمون یکجا فنا شه

icha
icha

ساده بودم که تو را ساده تجسم کردم ، درد لبخند تو را با گریه تبسم کردم

icha
icha

چه ساده با گریستن خویش زاده می شویم و چه ساده با گریستن دیگران از دنیا می رویم و میان این دو سادگی معمایی می سازیم به نام زندگی

icha
icha

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت ، در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت ، خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد ، تعنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت

icha
icha

اگر روزی تهدیدت کردند ، بدان در برابرت ناتوانند ، اگر روزی خیانت دیدی ، بدان قیمتت بالاست ، اگر روزی ترکت کردند ، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد

icha
icha

نگاه تو منو تو دریای چشمای سیاهت میبره ، غرق میکنه و میکشه ، می خواهم دست هایت را بگیرم و با نت های قلب کوچکت بر پیانوی انگشتانت پر احساس ترین موزیک عشق را بنوازم

icha
icha

عشق تنها روزیست که می خواهد در هفته ی قلب ها تا ابد جمعه و متروک بماند

icha
icha

می بینی ای لحظه های خالی از احساس تهی ، می بینی که چه صدای خرد شدن دست های خزان شده اش در دست های تنهایی کسل آور است و تو را نیز بی رمق می کند ، آه ، پس او چه گوید ؟

icha
icha

من به پایان می نگرم ، به آن پایان خالی بی پایانی که دست هایش را از شقیقه بر میدارد و با انگشت سبابه آرام می گوید : هیس ! وقت خواب است

icha
icha

بعد از تو تمام خستگیم را در قدم های سنگین به جاده های خالی شب بردم