دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پِگوله پشمک به سر

در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدن ها که فقط پاهایم را از من گرفت ، در حالیکه گویی ایستاده بودم! چه غ... درباره »
پِگوله پشمک به سر
زن - مجرد
امتیاز: 11160

دنبال‌شدگان

(2847 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(865 کاربر)

گروه‌ها

(44 گروه)

بازدید

پِگوله پشمک به سر
thCAZ2J3R4.jpg پِگوله پشمک به سر

بنظرتون این واقعیه؟

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

سلام بچه ها جوووووووووووونی

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

خب بچه ها جون من دیگه جلسه دارم باید برم بای.....................................................!

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

دو گدا تو یه خیابون شهر رم کنار هم نشسته بودن. یکیشون یه صلیب گذاشته بود جلوش، اون یکی یه ستاره داوود... مردم زیادی که از اونجا رد میشدن به هر دو نگاه میکردن ولی فقط تو کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول مینداختن. یه کشیش که از اونجا رد میشد مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که پشت صلیبه پول میدن و هیچ کس به گدای پشت ستاره داوود چیزی نمیده. رفت جلو و گفت: رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا یه کشور کاتولیکه، تازه مرکز مذهب کاتولیک هم هست. پس مردم به تو که ستاره داوود گذاشتی جلوت پول نمیدن، به خصوص که درست نشستی بغل دست یه گدای دیگه که صلیب داره جلوش. در واقع از روی لجبازی هم که باشه هر کسی رد بشه به اون یکی پول میده ولی نه به تو. گدای پشت ستاره داوود بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب و گفت: هی "موشه" نگاه کن کی اومده به برادران "گلدشتین" بازاریابی یاد بده! !!!!!!!!!

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

آخرین کلمات یک دیوانه : من یه پرنده ام! بی مزه خودتونید!

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

به دلیل نزدیک بودن به اربعین از گفتن این جک معذوریم

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

حیف نون یتیم خونه افتتاح می کنه، روز اول، جلسه اولیا و مربیان می ذاره!

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

اصفهانیه تصادف کرده بود وسط خیابون نشسته بود میزد تو سرش می گفت ماشینم داغون شد! بدبخت شدم خاک تو سر شدم...افسر رفت بهش گفت بدبخت اینقد حرص ماشینتو میزنی نفهمدی دست چپت از مچ قطع شده...اصفهانیه یه نگاه به دستش کرد گف:یاحضرت عباس ساعتم......!

مستانه پارس
مستانه پارس

@پِگوله پشمک به سر برهنه می آئیم برهنه می بوسیم برهنه می میریم با این همه عریانی هنوز قلب هیچکس پیدا نیست . . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

همه برقصید یالا..............................!

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

از لره می پرسن: اگه با کسی ازدواج کنی که یه خواهرِ دو قلو داشته باشه چه جوری از همدیگه تشخیص میدیشون؟ لره می گه : برا چی باید تشخیص بدم !!!

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

تو جهنم بمب میگذارند همه شهید میشن میرن تو بهشت. .......................!

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

یه روز یه کشیش به یه راهبه پیشنهاد می کنه که با ماشین برسوندش به مقصدش… راهبه سوار میشه و راه میفتن… چند دقیقهء بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشیش زیر چشمی یه نگاهی به پای راهبه میندازه… راهبه میگه: پدر روحانی ، روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار… کشیش قرمز میشه و به جاده خیره میشه… چند دقیقه بعد بازم شیطون وارد عمل میشه و کشیش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس میده… راهبه باز میگه: پدر روحانی! روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار!… کشیش زیر لب یه فحش میده و بیخیال میشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه… بعد از اینکه کشیش به کلیسا بر می گرده سریع میدوه و از توی کتاب روایت مقدس ۱۲۹ رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته: «به پیش برو و عمل خود را پیگیری کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی می رسی»!!!

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

یک روز دو تا خالیبند واسه هم خالی می بستند. اولی میگه: ما یه کوه کنار خونه مون داریم که هر وقت می گیم جاسم، دو سه بار میگه جاسم.... جاسم.... جاسم.... دومی میگه: این که چیزی نیست، ما یه کوه داریم کنار خونه مون که هر وقت می گیم جاسم، میگه: کدوم جاسم

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

مستانه پارس@ از یکی می پرسن از اینکه همسرت را عزیزم خطاب می کنی چه احساسی داری؟ میگه احساس گناه! میگن چرا؟ میگه آخه اسمش یادم نیست!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.