اين دختربچه هشت ساله هندي عروسكهايش را در كمد گذاشته زيرا ترجيح ميدهد با يكي از شش مار كبرايي كه دارد بازي كند.مثل شما دخترا میمونه تا یه سوسک میبینید.....
جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت: ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟ مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری ... خجالت نمی کشی؟ ... جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ... قابل توجه آقایون مثلا با غریت!!
واقعا تاسوعای بدی بود...حالم از مردمش بهم خورد! نمیدونستم سال 2012 وقتی عباس رو می کشند دخترا از خوشحالی آرایش می کنند و پسرا مدل مو و تیریپ نو می زنند...حالم از مردم بهم خورد. تف به غیرتتون.پسرا و دخترا...!

13 سال و 9 ماه و 24 روز و 8 ساعت و 7 دقيقه قبل
(
13 سال و 9 ماه و 24 روز و 8 ساعت و 3 دقيقه قبل