پِگوله پشمک به سر
کــــــــــــــــآش میــــــــ..شد آدمــــــــــــــ…….. گــــــآهی به اندازه ی نـیــآز، بمیـــــرد!!! بعد بلند شــــــود آهستــــه آهستــــــــه خــــــــآک هایش رآ بتکــــــــآند گردھآیش بمآند اگــــــــر دلش خوآست، برگردد به زنــــــــــدگی. دلش نخوآست، بخوآبــــــــــــــــد تا ابـــــــــــــــــــــــ د………….
پِگوله پشمک به سر
کاش…! باز معلمی بود و انشایی میخواست…! روزگار خود را چگونه میگذرانید…! تا چند خط برایش دردودل کنم…!!!
پِگوله پشمک به سر
یـــادش بخیـــر ... یـــک" میـــم " بـــه آخـــر , اسمـــم اضافـــه میکـــردی ; *مـــن* مـــال *تـــو* میشـــدم ..........!
پِگوله پشمک به سر
بچه من امروز یه کار خییییییییییییییییییییییییییییییلی بد کردم و الان پشیمونم حتی واسه عذر خواهی بنطرتون چیکار کنم؟؟؟؟
پِگوله پشمک به سر
دلم برایت تنگ است،برای زمانی که دستانت را میگرفتم و به چشمانت خیره میشدم،یاد داری به من میگفتی هیچوقت تنهایم نگذار گفتمت هرگز عمرم هرگز تنهایت نمیگذارم ولی آنقدر تورا باورکرده بودم که فکر میکردم توهم اینگونه مانند منی اشتباه،اشتباه چقدر کودکانه باورت کرده بودم افسوس... حال تو نیستی مانند پیرمردی شدم که به زیر یه درخت کهنسال نشسته و آرام در تنهایی خود میگرید بر داشته هایی که الان ندارد غریب افتاده است در این دنیای بی رحم پس منم غریبه ام بین همه بدون تو ...............!!!
پِگوله پشمک به سر
بعضی ضربه ها نمی بــره... زخــــــم نمــــی کنـــــه.... حتّی خراش هم نمــی ندازه....! فقــــط "دردت" میــــاد.... اونقدر که نــــــــفست رو "بنـد" میاره...!!!
پِگوله پشمک به سر
بس که دیواردلم کوتاه است....... هرکه ازکوچه ی تنهایی من میگذرد.... به هوای هوسی هم که شده..... سرکی میکشدومیگذرد....
پِگوله پشمک به سر
چرا آدمها نمی دانندکه بعضی وقتا "خداحافظ" یعنی ...نذار برم.....................!!!
پِگوله پشمک به سر
خسته ام...یک قلم لطفاً!!! میخواهم خودم را خط خطی کنم...!!!
پِگوله پشمک به سر
کاش من گاهی مرد بودم میشد تنهاییم را...به خیابان بیاورم... سیگاری دود کنم ونگران نگاه های مردم نباشم کاش من گاهی مرد بودم میشد شادی ام را...به کوچه ها بریزم...باصدای بلند بخندم و هیچ ماشینی...برای سوار کردنم...ترمز نکند...!
پِگوله پشمک به سر
درد من چشمانی است که به من اشک هدیه میداد و به دیگران چشمک..................!
پِگوله پشمک به سر
بعضی دکمه های کیبورد شل شده اند ...!!! بس که استفاده شده اند !!! دکمه های : ک ا ش ب و د ی
پِگوله پشمک به سر
گریه ی ِ آخر ِ شب هایم ... انگار کافی نبوده ... این روز ها ... اوّل ِ صبح ها هم ... گریه می کنم . . . . آاای آدم ها ... این ها که می نویسم ... یعنی ... چقدر زیاد دلم می خواهد ... کسی باشد ... بپرسد ... : " خوبی ... ؟ "