پِگوله پشمک به سر
رفت... من نميدونم ، بهت نمي اومد كه خودنو بكشي كنار ازكنار من تو بري گلم... نخواستي بفهمي اينو كه من عاشقتم ...
پِگوله پشمک به سر
چشـــــــــم گذاشتــــم رفتــــــــی،،، اما تا همیشـــــــــه شمردن شرط بازی نبــــــــــود....!!!
پِگوله پشمک به سر
از دست چشمام خسته شدم همش چکه میکنه آخه لامصب من گفتم برو تو چرا رفتی تو که گفتی حتی اگه تو هم بخوای نمیرم پس چرا رفتی... این حرفت هم مثل وقتهایی که میگفتی عاشقمی و تنهام نمیزاری یه دروغ بود
پِگوله پشمک به سر
تو بدهكارى ..
به من ..
و به تمام " دوستت دارم " هاى ناگفته اى
كه پشت ديوار غرورت ماند ،
و آنها را بلعيدى ..
تا نشان دهى كه منطقى هستى !
پِگوله پشمک به سر
دل من به فال های عطسه هایی ست که همش میگوید : به تو فکر میکند/دوستت دارد/پشیمان است و......!
پِگوله پشمک به سر
نِـمی دانَـم آخر ایـن دلتَـنگـی ها .. بـه کُجـا خواهَـد رسیـد ! دُنیـا پُر شُـده اَز قاصـدَک هایـی که راهِشـان را گم مـی کُنـند ! .. نَـه می تَـوانی خَـبری دَهـی .. و نَـه خبَـری بگـیری ! ...
پِگوله پشمک به سر
سکوت نفسهایم مرا به پایان درد بی تو بودن می رساند پـــس سکوت سکوت سکوت ....
پِگوله پشمک به سر
مدتهاست تنها چیزی که مرا یاد تو می اندازد طعنه های دیگران است
شاید اگر این دیگران نبودند تو زودتر از این ها برایم مرده بودی
پِگوله پشمک به سر
*سفارشی برای دلم* لــــــــــــعنتی به کجای تنظیمات دلم دست زدی که برای دیگران no signal نشان می دهد؟؟
پِگوله پشمک به سر
در قحطی تو ... چه دل خوشی دارند.. بیهوده می آیند و میروند این نفسهای من..
پِگوله پشمک به سر
حمـاقـت کـه شاخ و دم نــدارد! حمـاقـت یـعنـﮯ مـن کـه اینقــدر میــروم تـا تـو دلتنـگ ِ مـن شـوﮮ! خـبری از دل تنـگـﮯ ِ تـو نمـی شود! برمیگردم چـون دلـتنـگـت مــی شــوم!!
پِگوله پشمک به سر
چترم باز باشد يا بسته..... فرقي نميكند..... بي تو آسمان دلم ابريست.....
پِگوله پشمک به سر
یه جایــی هم هست
بعــد از کلی دویــدن یهــو وایمیستی ...
سرتــو میندازی پاییــن
و آروم میگی " دیگه زورم نمیــرسه "...
پِگوله پشمک به سر
می بخشم کسانی را که هر چه خواستند با من ، با دلم ، با احساسم کردند و مرا در دور دست خودم تنها گذاردند و من امروز به پایان خودم نزدیکم ، پروردگارا. به من بیاموز در این فرصت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند
پِگوله پشمک به سر
در دلم کودکیست که “بی تو بودنش” را نق میزند،من هیچ آری من هیچ
، لااقل بهانه ی او باش