پِگوله پشمک به سر
خدایا . . . سیب که شیرین است سهل! تو بگو، زهر! هرچه که باشد . . . بیار،با تمامـ وجود ﻣﮯ بلعمـ . . . تو فقط مرا از این دنیا بنداز بیرون . . .!
پِگوله پشمک به سر
لــــــــحظـہ هاے ســــکوتم پـــــر هیآهــــــــــو ترین دقــــایق زنـدگیم هســتنــــ مــــــملو از آنــــــچـــہ مــــےخوآهم بـــــــــــــــگویم و . . . نــــــــــــمـےگـــــویم . . . . !
پِگوله پشمک به سر
من و تو بارها.... زمان را در کافه ها و خیابان ها فراموش کرده بودیم! و حالا ... زمان دارد از ما انتقام می گیرد...
پِگوله پشمک به سر
چقدرعجیب است دریا!همین که غرقش میشوی پس میزند تورامثل آدمها.............!
پِگوله پشمک به سر
دلتنگی که شاخ و دم ندارد وقتی باران یادت همه ی ذهنم را در برمیگیرد و از ابر ها خبری نیست یعنی دلتنگم...!
پِگوله پشمک به سر
عادت ندارم درد دلــــــــــــــــــــم را ، به همه کس بگویم ... ! بگذار همه فکر کنند نه دردی دارم و نه دلی ...
پِگوله پشمک به سر
می شود کمی حرف بزنیم ؟
دلم برای لبخنده های یواشکیت پشت تلفن تنگ شده؛
دوست داشتنی ترین مغرور دنیا . . .
پِگوله پشمک به سر
تواگر ماندنی بودی بایکی ازقبلی ها مانده بودی ...
پِگوله پشمک به سر
آنقدر ندیدمت که میترسم... میترسم که دیگر مرا نشناسی، با این موهای سفید و چهره شکسته ام! میدانی؟ هرلحظه ندیدنت به درازای سال است...!!!
یه صحبتی باید با این کار گردانش کردبا این تبلیغ درست کردنشون


13 سال و 1 ماه و 20 روز و 23 ساعت و 9 دقيقه قبلفکنم صرفا جهت خنده است.....