این پسرایی که دولا میشن لباسشون میاد بالا, پشم و پیل اونجاشون هویدا میشه...؛ باید همون لحظه بری پشتت وایسی, سرب داغ خالی کنی تو شلوارش.... خـــُــو لامصب جمع کن اون نصف النهارتو, حالمون به هم خورد هوققققققققققققققققققققق
دیروز بعد دکتر خیر سرمون رفتیم بچه ی عموم رو که تازه بدنیا اومده بود ببینیم .... رفتیم خونشون همه جمع بودن .. بابام بچه رو بغل کرد نمیدونم کدوم ادم خیر ندیده ای گفت واااا چقدر بچه سیاه؟ انگار یکی بهم گف سهیل اگه حرف نزنی همه فک میکن لالی ... یهو جو من و گرفت گفتم :تقصیر عمو چیه شب بود و دست تنها .... همین رو که گفتم یهو همه لب شون رو گاز گرفت تازه 2 زاریم افتاد که ای سهیل دانا چه سوتی دادای ..
يارو نه درس خونده؛ نه شغلي داره؛ نه ماشيني.. خلاصه هيچي نداره؛ ازش ميپرسي ازدواج كردي؟ با اعتماد به نفس ميگه هنوز دم به تله ندادم! لامصب تو خودت تله اي!!
بعد از مدتها داییم یه میس رو گوشیم انداخت....ذوق مرگ شدم....با کلی احساس بهش زنگ زدم میگم جــــــونم دایی جوووووووون کاری داشتین چه عجب یاد من کردین؟؟ با خونسردی تمام برگشته میگه نه دایی جان دستم خورد اشتباه گرفتم!! فک و فامیل با محبته من دارم؟؟

14 سال و 3 ماه و 8 روز و 15 ساعت و 45 دقيقه قبلوالله...
14 سال و 3 ماه و 8 روز و 15 ساعت و 44 دقيقه قبل