*mahsa*
رابطه حرفای مامانم با حالات روحی-روانی من : وقتی تصمیم میگیری کم غذا بخوری و رژیم بگیری : باز چی شده ؟؟؟ باهاش دعوات شده ؟؟؟ آخه این کیه که ارزششو داره که واسش اینجوری میکنی ؟؟؟ وقتی زیاد غذا میخوری : هاااان ؟؟؟ چیههه ؟؟؟ خوشحالیییی ؟؟؟ آشتی کردین ، هااان ؟؟؟ حالا این کیه که به خاطرش اینجوری خوشحالی ، غذا میخوری ؟؟؟ وقتی به اندازه غذا میخوری : بهت گفته هیکلت خوبه ، رژیم اینا نمیخواد که اینجوری غذا میخوری ؟؟؟ حالا این کیه که اینقدر نظرش واسه تو مهمه ؟ وقتی عصبی هستی : باز اون گند زده به اعصابت اومدی اینجا سر ما خالی میکنی ؟؟؟ وقتی حالت خوبه : خدا کنه همیشه باهات خوب باشه که حداقل ما یه خنده رو صورت نحس تو ببینیم ... یعنی من نمیدونم این کیه ؟؟؟ خرزو خانه ؟؟؟ خو این لامصبو چرا ما نمیبینیم ؟؟؟ اصن چند وقته دچار توهم شدیم فکر میکنیم یکی همش صدامون میکنه کیهههه ؟؟؟ کیییهههه ؟؟؟
had chie baba to dg barama ...... nago
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 13 ساعت و 38 دقيقه قبلman 2 ta khetab zadam to didgash badesh omad didgaho bast chi migi baba

14 سال و 3 ماه و 10 روز و 13 ساعت و 37 دقيقه قبلyani chi in alan
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 13 ساعت و 36 دقيقه قبلman az sheklak sar dar nemiaram baba
میگم اصلا به من چه
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 13 ساعت و 34 دقيقه قبلahan rahat bash baba
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 13 ساعت و 32 دقيقه قبل