آقـا اَمـیـن
یکی تعریف میکرد: رفته بودیم یه جا مهمونی، صاحب خونه یه دختر ملوس داشت، 3،4سالش بود، دیوار راستو میرفت بالا! نازش کردم، بوسیدمش و بهش با لحن بچه گونه گفتم: خاله دون، جن سالته عجیییجم؟ اسمتو بهم میگی خانومه خوججل؟ چند ثانیه تو چشام نگاه کرد، بعدش خیلی جدی گفت: احمق، مثل آدم حرف بزن ببینم چی میگی ..!
mahsa
یارو میره دیوونه خونه میبینه همه تو صف واستادن دارن یکییکی تو یه سوراخه نگاه میکنن بعد دوباره میرن ته صف وامیسن. یارو کنجکاو میشه ببینه تو سوراخه چه خبره، خودش هم میره تو صف وامیسه و تو سوراخه رو نگاه میکنه هیچی نمیبینه، یه بار دیگه تو صف وامیسه بازم هیچی نمیبینه،از یکی میپرسه: شما چی رو نگاه میکنین؟ من که هر چی نگاه میکنم هیچی نمیبینم. یارو بهش میگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داریم این تو رو نگاه میکنیم هنوز هیچی نمیبینیم، تو میخوای با دو بار نگاه کردن چیزی ببینی؟!
☆ஐsamiraஐ☆
بچه ها میخوام آواتارمو عوض کنم!
بابا چی کارش دارین مگه میشه از دنبالر دست کشید
14 سال و 5 ماه و 6 روز و 18 ساعت و 46 دقيقه قبلپسره ی خجالت نکش
14 سال و 5 ماه و 6 روز و 18 ساعت و 41 دقيقه قبل

... هان؟
14 سال و 5 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 26 دقيقه قبلخو خجالت نداره که ترانه
چرا خجالت بِکِشم؟... می خوای منو معتاد کنی؟
خو ده بار گفتی من رفتم زیر ِ پتووو .... هی گفتیم خوش به حالت مگه ول کن بودی حالا؟
هی میگفتی داره حال میده ... خو زشته 
14 سال و 5 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 23 دقيقه قبل