پیراهن نگاه مرا مکش از پشت ... که بر میگردم و بی خیال عزیزهای مصر و یعقوبهای چشم به راه ..چنان به خود میفشارمت که هفتادو هفت سال تمام باران ببارد و گندم درو کنیم
پروردگارا . . . سجاده ام را به سمت قبله نیاز میگشایم ، تا ذره ذره وجودم را به معراج نگاهت پرواز دهم - میایستم به قامت در برابرت ، تا عظمتت را سپاس گویم - به رکوع میروم تا بزرگیت را به یاد بیاورم - و به سجده می افتم تا بر بندگیم مهر عشق بزنم - چه آرامش پایان ناپذیری در نگاه توست - چه لحظه های مهر افروزی در ذکر یادت - پروردگارا ، دستان دعایم را به عرش الهیت برسان
آدم رویایی خاکستر رویاهای گذشته اش را بی خودی پس می زند ، به این امید که در میانشان حداقل جرقهء کوچکی پیدا کرده و فوتش کند تا دوباره جان بگیرند.تا این آتش احیا شده قلب سرمازدهء او را گرم کند و همهء آنهایی که برایش عزیز بودند ، برگردند
وضعیت ماها در ماه مبارک رمضان : !!! ساعت 3 صبح : خوردن سحری ( 2 بشقاب سرریز برنج همراه مخلفات ) ساعت 3 تا 10 صبح : خوابم بیدارم نکن گناه دارم !!! ساعت 10 صبح تا 1 ظهر : در حال نگاه کردن سریال !!!! صاعت 1 تا 3 ظهر : خوابم اما احساس گرما میکنم نمیدونم چه اتفاقی افتاده ! ساعت 4 ظهر : در یک اقدام ضربتی موفق به روشن کردن کولر میشم !+ اینترنت ساعت 4 تا 5 و 35 دقیقه : زیر کولر خوابم بیدارم نکن !+ اینترنت با گوشی ساعت 5 و 35 دقیقه تا 7 : اینترنت ساعت 7 تا 8 و نیم : اغما !!! ساعت 8 و نیم : دور از جون مثل گاو میخورم ! ساعت 8 و نیم تا 9 : نماز صبح و ظهر و شبم رو میخونم ! ساعت 9 تا 12 : اینترنت
دلشکسته ای کنار پنجره سیگار میکشید......................خسته بود .آنقدر خسته که یادش رفت بعد از آخرین پک ..............سیگارش را به پایین پرت کند نه خودش را.......
لایک پروفایل شدی
12 سال و 11 ماه و 22 روز و 17 ساعت و 32 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 22 روز و 17 ساعت و 29 دقيقه قبل