ساناز
خسته ام ...! خسته نبودنت ...! خسته از روزهایی که بی تو شب میشود و شبهایی که باز هم بی تو میگذرد تا که طلوعی و غروبی دیگر بیایند و باز هم گذر زمانها که بی تو میگذرد ...! میگذرد ...! میگذرد و باز هم میگذرد
ساناز
از زندگي هر آنچه لياقتش را داريم به ما ميرسد نه آنچه که آرزويش را داريم
ساناز
دوستان دست پخت خودمه هر کی گشنشه بیاد جلو
ساناز
عشق...مانند شن روان است.اگر به ان چنگ بزنید از میان دستان شما خواهد لغزید. به ارامی پیمانه ای از ان بردارید تا روح شما را لبریز کند. همچنانکه شن در جستجوی پر کردن فضای خالی دستان شماست.
ساناز
سلام دوستان عزیز امیدوارم حال همگی خوب باشه انشاالله
ساناز
محمدرضا گلزار بازیگر محبوب سینمای ایران این روزها در فرانسه,برای بازی در فصل دوم سریال ساخت ایران,حضور دارد. گریم جالب محمدرضا گلزار باعث شده که طرفداران خارج از کشور به دیدن او در پشت صحنه سریال ساخت ایران بروند و از نزدیک شاهد بازی متفاوت گلزار در این سریال باشند
ساناز
در جهان قصه کوتاهی دیوار مخور / حسرت کاخ رفیق و زر بسیار مخور گردش چرخ نگردد به مراد دل کس / غم بی مهری آن مردم بی عار مخور . . .
ساناز
زنی رو به خدا کرد و گفت: چرا باید دیه ما نصف مردها باشد؟ خداوند مهربانانه فرمود: بنده ی من! اگر با کشتن، تو را از شوهرت بستانند، به او 45 میلیون می رسد، ولی اگر او را بکشند تو صاحب 90 میلیون می شوی زن خندید و گفت: خدایا حکمتت را شکر!
ساناز
آورده اند که در مجلس شیخ ابوالحسن خرقانی (عارف قرن پنجم) سخن از کرامت می رفت و هر یک از حاضران چیزی می گفت: شیخ گفت: کرامت چیزی جز خدمت خلق نیست. چنان که دو برادر بودند و مادر پیری داشتند. یکی از آن دو پیوسته خدمت مادر می کرد و آن دیگر به عبادت خدا مشغول می بود. یک شب برادر عابد را در سجده، خواب ربود… آوازی شنید که برادر تو را بیامرزیدند و تو را هم به او بخشیدند. گفت: من سالها پرستش خدا کرده ام و برادرم همیشه به خدمت مادر مشغول بوده است، روا نیست که او را بر من رجحان نهند و مرا به او بخشند! ندا آمد: آنچه تو کرده ای خدا از آن بی نیاز است و آنچه برادرت می کند، مادر بدان محتاج
ساناز
سلام دوستان عزیز شب همگی بخیر
ساناز
به آمنه بنت وهب، خدا عطا کرده پسر / پسر چه گویم که به خلق،خدا عطا کرده پدر میلاد پیامبر رحمت، تاج آفرینش بر شما خجسته باد
ساناز
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع روز و شب خوابم نمیآید بچشم غم پرست بسکه در بیماری هجر تو گریانم چو شمع{مادر}
ساناز
خدایا !هر کس به یادم هست ، به یادش باشاگر کنارم نیست ، کنارش باشاگر تنهاست ، پناهش باشو اگر غم دارد ، غمخوارش باش