ساناز
اشتباهی خونه یه خانم پیری رو گرفتم، اومدم معذرتخواهی کنم، هی میگفت: علی جان تویی، هی میگفتم: ببخشید مادر اشتباه گرفتم، باز میگفت: رضا جان تویی مادر، میگفتم: نه مادر جان اشتباه شده ببخشید، اسم سوم رو که گفت دلم شکست، گفتم: آره مادر جون، زنگ زدم احوالتون رو بپرسم. اونقدر ذوق کرد که چشام خیس شد.
ساناز
تو را ای مهربان دوست میدارم چو میدانم الفبای سکوتم را تو میدانی , و با بغض نشسته در گلویم آشنا هستی تو می خوانی کلام خاموش چشمان بارانیم را و میدانم که میدانی حدیث راز پنهان در نگاهم را تو را ای آشنا با مهر می خوانم..
ساناز
خدایا..... در انجماد نگاههای سرد این مردم دلم برای جهنمت تنگ شده.....
ساناز
از حساب و کتاب بازار عشق هیچگاه سر در نیاوردم و هنوز نمی دانم چگونه می شود هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی من بدهکارت می شوم .
ساناز
آخرين شعر مرا قاب كن،پشت نگاهت بگذار تا كه تنهائيت از ديدن آن جا بخورد وبداند كه دل من با توست در همين يك قدمى!
ساناز
درمقابل سختیها همچون جزیره اى باش که دریا هم با تمام عظمت وقدرت نمى تواند سر او را زیر آب کند . . .
ساناز
هر لحظه بهانه ی تو را میگیرم / هر ثانیه با نبودنت درگیرم / حتی تو اگر به خاطرم تب نکنی / من یک طرفه برای تو میمیرم .
ساناز
ما پیغام دوست داشتنمان را با دود آتش به هم میرسانیم / نمیدانم آن سو برای تو تکه چوبی هست؟ من اینجا جنگلی را به آتش کشیدم....
ساناز
لامارتین دانشمند فرانسوی میكوید: یكی از معجزات دخترا اینه كه دخترا ذاتا بلدن مخ پسرا رو بزنن ، اونم جوری كه پسره فكر كنه خودش مخ زده!!
ساناز
بنــــــــــــازم همت والاي مــــــــــادر به قـــــــربان قـــــــد و بالاي مـــــادر تن جـــــان و سر و پايم فــــــدا بـــــاد بــــــــه راه صبر جـــــــانفرساي مادر نمي رفتم به خــــواب راحت و خوش نبــــــود از نغمه يي لالاي مـــــــــادر فــروغش روشنايي بخش جانهــــاست رخ همر جهـــــــــان آراي مــــــــادر
ساناز
من صبورم اما ... ، بی دلیل از قفس کهنه ی شب میترسم ، بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند ، میترسم .
ساناز
نه... فردا نه چند ساعت بعد هم نه... چند ثانبه دبگر هم نه ... همین الان... برای مادرت یک کاری بکن اگر زنده است دستش را... اگر پیشت نیست يادش را... اگر قهری چهره اش را... اگر آشتی هستی پایش را ... اگر به آسمان رفته است قبرش را …. ببوس
ساناز
دوست واژه است واژه ای که از لب فرشته ها چکیده است دوست نامه است نامه ای که از خدا رسیده است نامه ی خدا همیشه خواندنی است توی دفتر فرشته ها واژه قشنگ دوست ماندنی است