ساناز
بیر اوشاغام، آنام ســـن ســــن(من یک بچه ام و مادرم تویی) خسته اولسام، داوام سن سن(اگر مریض بشوم،دارویم تو هستی) آغاج اولسام،هاوام ســــن سن(درخت باشم،هوا ونفسم تویی) اورک ائــــویم سنســـیز تــــالان(خانه دلم بدون تو ویرانه هست) آنا یوردوم، آذربایجان(سرزمین مادری ام ،آذربایجان) جئیران اولسام ، سن داغیمسان(اگر آهو باشم،تو کوه منی) بولبول اولسام،سن باغیمســــان(اگر بلبل باشم،تو باغ منی) سونبول اولسام،تورپاغیمـــــسان( گندم باشو،تو خاک منی) ســــرین سولار،سندن آخـــــان(ای جاییکه چشمه های سرد از تو روان میشود) آنا یوردوم آذربایجان(سرزمین مادری ام،آذربایجان) آغ بـــــــولوتلار، یور قانیندی(ابرهای سفید،لحاف و روانداز تو است) مـــــرد اوغوللار قوربانیـندی(فرزندان مرد وعیار قربان تو است) یول گورسدن ، قورآنینـــدی(و قرآنی که راه را نشان م...
ساناز
آنکه ثروت خود را از دست داد ، زیاد نباخته است ولی آنکه دوست خود را از دست داد پاک باخته است
ساناز
مرد احساس را کشف کرد و زن عشق را، مرد کار را کشف کرد و زن خانه داری را، مرد پول را اختراع کرد و زن خرید را، از آن زمان، مرد چیزهای بسیار زیادی کشف و اختراع کرد، و زن همچنان در حال خرید است !
ساناز
از دیده به جای اشك خون می آید دل خون شده ، از دیده برون می آید دل خون شد از این غصّه كه از قصّه عشق می دید كه آهنگ جنون می آید می رفت و دو چشم انتظارم بر راه كان عمر كه رفته ، باز چون می آید؟ با لاله كه گفت حال ما را كه چنین دل سوخته و غرقه به خون می آید كوتاه كن این قصه ی جان سوز ای شمع كز صحبت تو ، بوی جنون می آید
ساناز
انسانها زمانی نا امید میشوند که چیزی به موفقیت آنها باقی نمانده
ساناز
من ارگ بم و خشت به خشتم متلاشی تو نقش جهان هر وجبت ترمه و کاشی در هر نفس این است دعایم همه ای ماه در زیر و بم خاطره ، آزرده نباشی
ساناز
چه سخت است ، تشیع عشق بر روی شانه های فراموشی و دل سپردن به قبرستان جدایی وقتی میدانی پنج شنبه ای نیست ، تا رهگذری ، بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند …
ساناز
سلام دوستان عزیز دیروز اینترنتم دچار مشکل شده بود قطع شد
ساناز
دلم گرفته، خیانت- دلم گرفته، فریب دلم گرفته ازین بغض ِ بی امانِ غریب نیا که تیر نگاهت، چو نیزه برقلبم عجب به تو از اینهمه ریای عجیب به حنجره ی روح من شدی خنجر ترک- ترک شده قلبم دروغگوی نجیب! دراین هجوم قصاوت، امید من بودی بجز خیانت از تو چه شد برمن ِ شکسته نصیب؟
ساناز
✿ツ از صَـبـــوری کـــلاهــی مــی بــافَـــمُ بَــــر سَــر انـتـظـار مـیـگـــذارَم تـــا دَر گـــذرانِ لَـــحـظـه هــای چـشـم بـه راهــی بـــی تــابــی نَــکـنَـــد! ✿ツ
ساناز
نازلی شیرین دیل واریم ، ئوزگه دیله یازمارام دوغراسالاردا منی اُوز دیلیمی آتمارام جنتی وئرسز منه ، دونیانی ساتساز منه من آنامین ناز دیلین باشقا دیله ساتمارام شهریاریم دوز دییب قاتما دیلین دیللره من بو گوزل تورک دیلین آیری دیله قاتمارام باخ بو دیلین سایه سی ، گزدی آدیم دیللره اولماسا گر بو دیلیم هئچ یئره من چاتمارام اوندا کی من اولموشم قورلایین اوز یوردوما چون بودور عادت منیم ئوزگه یئره یاتمارام قبریمین اوستونده سیز تورکی بو شعری یازین اوز دیلیمی آتمارام ، باشقا دیله ساتمارام
ساناز
ایستادن اجبار کوه است ورفتن سرنوشت اب.و افتادن تقدیر برگ.وصبر باداش ادمی . بی هیچ باداشی حراج محبت کنیم .که همه ما خاطره می شویم
ساناز
دنیا اینجویه دیگه ، اگه گریه کنی ، میگن کم آورده ، اگه بخندی ، میگن دیونست ، اگه دل ببندی ، تنهات میذارن ، اگه عاشق بشی، دلتو میشکنن ، بااین حال باید لحظه هایی را گریست ، دمی خندید ، ساعتی را دل بست وعمری را عاشقانه زیست