تو از دردی که افتادست بر جانم چه می دانی؟ دلم تنها تو را دارد ولی با او نمی مانی تمام سعی تو کتمان عشقت بود در حالی که از چشمان مستت خوانده بودم راز پنهانی!!!!
واسه اولین بار دارم خونه رو جارو برقی می کشم، بابام اومده میگه داری جارو می کنی ؟ پـَـــ نــه پـَـــ عضو تیم هاکی رو یخ تهران شدم، دارم واسه مسابقات خودمو آماده میکنم!!!!!
حموم بودم، مامانم می زنه به در می گم بـــله ؟ می گه حمومی ؟ می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اینجا لندنه، صدای منو از رادیو بی بی سی می شنوی. میگه : دِ نـَـه دِ در زدم بگم مهمونها اومدن دختراشون هم رفتن تو اتاقت داران با کامپیوترت کار میکنند ، لباس و حوله ات رو هم از پشت در برمیدارم که امشب رو لندن بمونی تا فهم درست جواب دادن رو یاد بگیری، آها یه چیز دیگه احتمالا آبگرمکن رو هم خاموش میکنم
دروغ نگو اما ساده لوح هم نباش...تست کن...سخت و شدید...ببین چقدر پایداری داره...زود وانده...هرکی گفت دوست دارم که دوستت نیست...حکایت گرگه است دیگه:منم منم مادرتون...این قصه هارو بهمون گفتن که درس بگیریم ازشون آنا...بقوله یه نفری : بزرگ شو...
عشق یعنی یک شهاب و یک سراب عشق یعنی یک سلام و یک جواب عشق یعنی یک نگاه و یک نیاز عشق یعنی عالمی پر رمز و راز عشق یعنی همچو لیلا دلخون شدن یا چو مجنون راهی صحرا شدن عشق یعنی تیشه ی فرهادها عشق یعنی عالم فریادها...
دلتنگی همینه! هر شب زیر نور مهتاب لب پنجره بشینی و ... قطره های بارون دلتنگی رو بشمری! میدونی تا حالا چند تا شدن؟! واسه هر کدومشون یه ستاره نشون کرده بودم ..... ولی انگار ستاره ها دارن کم میارن! اشکالی نداره... اگه تو نیستی ... عوضش دلتنگیات هر شب بهم سر میزنن ... هیچوقت تنهام نذاشتن... مثل خاطره هات که همیشه به تازگی بارون چشام وفادار بودن! کاش...
آن دویی که بیشتر دعوا می کنند ، بیشتر یکدیگر را دوست دارند ! چرا که بیشتر برای هم اهمیت دارند و مراقب هم هستند . اگر این دعواها برای همیشه تمام شود ، یعنی مراقبت ها تمام شده است