jasmin yeki yedune
می خواهم از تو فرار کنم و به دور دست ها بروم اما اگر نیایی و پیدایم نکنی ... فاجعه ای رخ داده ، فاجعه ی مرگ دل...
jasmin yeki yedune
کاش روز دیدنت فردا نبود کاش میشد هیچ کس تنها نبود کاش میشد دیدنت رویا نبود گفته بودی با تو می مانم ولی رفتی و گفتی و اینجا جا نبود سالیان سال تنها مانده ام شاید این رفتن سزای من نبود من دعا کردم برای بازگشت دست های تو ولی بالا نبود باز هم گفتی که فردا میرسی کاش روز دیدنت فردا نبود
jasmin yeki yedune
چشمم وقتی زيباست که پر از اشک باشه اشک وقتی زيباست که براي عشق باشه عشق وقتی زيباست که واسه تو باشه تو وقتی زيبايي که واسه من باشی be nazre man in harf aslan dorost nist ma ke maleke eshghemun nistim
jasmin yeki yedune
تو مرا می فهمی من تو را می خواهم و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است تو مرا می خوانی من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم و تو هم می دانی تا ابد در دل من می مانی
jasmin yeki yedune
در گلستان خیالم ندهد هیچ گلی بوی تورا... تو گل ناز منی از دور می بوسم تورا...
jasmin yeki yedune
سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا دلم برات تنگه ، قد یه دنیا ...