sina
همه مداد رنگی ها مشغول بودند بجز مداد رنگی سفید هیچکس به او کاری نمی داد همه می گفتند"تو به هیچ دردی نمی خوری" یک شب که مداد رنگی ها تو سیاهی کاغذ گم شده بودن مداد رنگی سفید تا صبح کار کرد ماه کشید مهتاب کشید آنقدر ستاره کشید که کوچک و کوچک تر شد و صبح توی جعبه ی مداد رنگی ها جایش را هیچ رنگی پر نکرد....
حمیده
دوباره سلام. صبحتون بخیر.
AminAnsari
باااااااااااااااااا باااااااااااااااااااااییییی
مــُ حمــّــد ; )
خره من دووست دارم چرا نمی فهمی اینو ؟
خوندم علی جون. ولی به نظرم اگه یکم کد های جاوای سایتو کم میکردند و بعضی افزونه هاشو کم میکردن سرعت لودینگ سایت خیلی بالا میرفت.
15 سال و 1 ماه و 18 روز و 19 ساعت و 33 دقيقه قبلدیگه هم لازم نبود سرور جدید بگیرن
مهدی خودتو عصبی نکن
15 سال و 1 ماه و 18 روز و 19 ساعت و 32 دقيقه قبلسلام جاسمین عزیز . خوبی؟
15 سال و 1 ماه و 18 روز و 19 ساعت و 31 دقيقه قبلmamnun
15 سال و 1 ماه و 18 روز و 19 ساعت و 29 دقيقه قبلبامن قهری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
15 سال و 1 ماه و 18 روز و 19 ساعت و 25 دقيقه قبل