دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠

در دنیایی ک بارسلونایی بودن مرام است رئالی بودن حرام است درباره »
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
مرد - مجرد
امتیاز: 12498

دنبال‌شدگان

(1755 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(943 کاربر)

گروه‌ها

(45 گروه)

بازدید

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
1069337_477246499020268_1600686561_n.jpg ♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در لطفا لبخند بزنید

قیـــــــــــافه دخــــــــــدراوقتـــی موهاشونو رنگ میزنن^ _ ^

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در لطفا لبخند بزنید

یه دوست دخترم نداریم بگیم خدا یکی دوست دخترم یکی

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در لطفا لبخند بزنید

دوست داري يه خر ماچت کنه؟ يا يه ماچ خرت کنه؟ يا يکي خرت کنه ماچت کنه؟ يا يکي خرکي ماچت کنه؟ يا يکي اونقدر خر باشه که ماچت کنه؟ این فقط یه اس ام اسه؛ وگرنه من اصلا نمیدونم "ماچ" چی هستش؟

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در لطفا لبخند بزنید

پشیمان نوشت: نمیدونم بین "ایرانسل" و "نیوشا" کدوم رو انتخاب کنم

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل

سلام ســــــــــــــلام س ل ام.............

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل

نمی تونن جواب سلام بدن خدانگهداررررررر

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل

ســــــــــلام

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل

اصا لایک با لای ۱۰تا نخواستیم خدا نگهدارررررررررر

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل

هر کی از سایت دنبالرررررخیلی خوشش میاد لایک بزنه

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل

هنوز یه پست ندارم ۱۰لایک داشته باشه آخه چرااااا ای خدااااااااااا

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در لطفا لبخند بزنید

انقدر خوشم میاد از این دخترایی که بلدند چه جوری پسرها رو اغفال کنند... انقدر حسرت میخورم می بینم بعضی از این پسرها مثل بـــَ...بـــَ ...یی ؛ خام یه دختر شدند یکی نیست ما رو فریب بده

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در لطفا لبخند بزنید

اصلا مهم نیست که ما یه دوس دختر نداریم ... چون بجاش کلی ترقه از نوع تی ان تی ... کپسولی ... فشفشه ... هف ترقه ... آبشاری ... و سوتک داریم که باهاش میتونیم با بچه های محله (.....) بجنگیم حالا اگه دوس دختر داشتیم نمیشد بریم بیرون ... هی نگرانمون میشد خب!!! أه خسته شدم دیگه !!! بابا!!! یکی نگران من بشه !!! نفت میریزم سرم ...خودمو آتیش میزنما!!!

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در لطفا لبخند بزنید

قسم به آفتــاب قسم به زلالی مهتاب قسم به صبــح قسم به سکوت نیمه شب قسم به آبی آسمان قسم به سپیدی شیر قسم به شیرینی عسل قسم به تلخی شراب قسم به گل ها و بهار قسم به رود آرام قسم به کوه های سربلند قسم به دشت های باز قسم به برگ درختان قسم به استواری شانه های زمین قسم به خشم آذرخش قسم به فرار باد و لطافت نسیم که تو بهترینی برای من تو عزیزترین دوس دختر منی تقدیم به تو شرکت محترم ایرانسل و تقدیر ویژه از کارمندان ام تی ان که شبانه روز زحمت می کشند می نشینند و تایپ میکنند و میلیون ها تنها مانند من را از تنهایی می رهانن

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در لطفا لبخند بزنید

بدبختی میدونی چیه؟ ... دیگه امیدی به عید هم نمیشه داشت همه دخترای فامیل به دردنخورند ... حالا هی بیان و برن ... چه سود ؟؟؟ یه دختر خوب بود که اونم رفت خــــــــارج !!! یکی از دختران سیریش فامیل میگه: - محسن جان برات چای بریزم؟ -- نه مرسی! - بیا پرتقال بخور! -- دستت درد نکنه خودم برمیدارم(چندش) - هنوز همونجا کار میکنی؟نه؟ -- بله ...همونجا ... - راستی رشته ت چی بود؟ -- ادبیات میخونم دیـــــگه!!!(یکی بیاد اینو جمع کنه ببره) - خوبه منم ادبیات دوس دارم اتفاقا یه دفتر شعر هم دارم ... میخوای بیارم ببینی؟ -- نه دیگه داریم میریم ... آخه - نه بابا ...شام اینجایید ... -- (لعنت به من اگه دیگه پامو بذارم اینجا)

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در لطفا لبخند بزنید

بعضی از دخترها مثل "گازهای نجیب" میمونند اين گازها تمايلي به واکنش‌هاي شيميايي (ترکيب شدن) ندارند. اینجور دخترها هم تمایلی برای ترکیب شدن ندارند ولی پسرا مثل اکسیژن میمونند ، هم حیات بخشند هم آمادگی ترکیب باهرنوع اتمی رو دارند

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در لطفا لبخند بزنید

روزی روزگاری دختری بود که اسمش کبری بود (kobri صحیح است،نه kobra) بعد ... کبریـ یک روز داشت بالای پشت بام درس میخوند که پسر همسایه "قمری" عاشقش شد بعد ... قمری برا کبریـ یه کاغذ مچاله کرد و پرت کرد به سمتش؛ بعد کبریـ ناراحت شد و فکرکرد که قمری بهش توهین کرده و میخواسته دستش بندازه سپس کبریـ کاغذ رو انداخت توی حیاط ... و یک سنگ برداشت زد وسط پیشونی قمری خلاصه ... قمری راهی بیمارستان شد اما پس از گذشت روزها ، یک روز کبری بطور اتفاقی کاغذ مچاله شده ای رو کنار باغچه پیدا کرد ... با شگفتی اون رو بازکرد دید شماره قمریه ... فوراً به سمت گوشیش دوید و شماره گرفت اما با چه پیغامی مواجه شد؟؟؟ مشترک موردنظر ازدواج کرده است و این شد تصمیم کبری که دفعه بعد یادش باشه هر کاغذی رو به راحتی از دست نده