♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
این روزها بدجور به تو آغشته ام ، از صافی ردم کن و ببین که جز تو هیچم نمی ماند
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
هراس یعنی من باشم ، تو باشی و حرفی برای گفتن نباشد
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
کفش هم اگر تنگ باشد زخم میکند ، وای به حال دل من از دوری ت
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
خیالت همه جا با من است ، اما دلم گرمای بودنت را میخواهد نه سردی خیالت را .
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
چه زیبا حرف میزنی ؟ تو می گویی از زاویه ی من به مسئله نگاه کن ! از زاویه تو ... آها دیدم ، از زاویه ی تو چه تنگ است کنار هم نشستن دو ضلع ! من و ت
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
فراموش کردنت کار آسانی است ! کافی است دراز بکشم ، چشمهایم را ببندم و نفس نکشم
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
قدش به “عشق” نمی رسید ؛ “غرور”م را زیر پا گذاشت تا برسد !
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت : ” او یقینا پی معشوق خودش می آید “ پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود : ” مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد “ عشق قربانی مظلوم ” غرور ” است هن
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
محـــکم تر از آنم که برای تنــها نــبودنم آنچه را که اســـمش را غــرور گذاشته ام برایت بــه زمیـــن بکوبــم
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
وقتی عشقت تنهات گذاشت … نگران خودت نباش که بدون اون چی کار کنی،شرمنده ی دلت باش که بهت اعتماد کرد

13 سال و 2 روز و 4 ساعت و 39 دقيقه قبل توسط موبایل


13 سال و 2 روز و 4 ساعت و 35 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 18 روز و 8 ساعت و 37 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 14 روز و 19 ساعت و 24 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 6 روز و 9 ساعت و 36 دقيقه قبل