♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
یکی از بچه های کوچیک فامیل داره با اخم کارتون می بینه، میگم چیه اینقدر اخم کردی؟ میگه از بس سانسور کردن، نفهمیدم چی شد اصلا..
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
دوستم تعریف میکرد پسرخالش رفته بوده خواستگاری , توی صحبت دونفره، دختره بهش گفته: راستش من قصد ازدواج ندارم پسرخالش گفته: منم اومده بودم خونه تون میوه بخورم برم خخخخخخخ
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
یه شلوارکِ گشاد و راحت دارم ، هر وقت پام میکنم ، نیم ساعت یه بار به پاهام نگاه میکنم تا مطمئن شم پامه
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
تلوزیون داشت کشتی نشون میداد...حمید سوریان اومد بره تو زمین محمد بنا مربیش زاااااااارت کوبید در ک....گزارشگر: بــــله شاهد رابطه ی عاطفی عمیقی بین حمید و مربیش هستیم)))) من: |: حمید سوریان: |: مادر پدر حمید سوریان: |: ...داور: |: اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی: |: مهد كودك قزوین!
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل
ديشب يه پشه رو تو هوا گرفتم، تا اومدم تو مشتم لهش كنم ديدم دستم خيس شد، فك كردم خونه، دستمو وا كردم ديدم داره گريه ميكنه، گفتم چته؟! خودتو زدي به موش مردگي؟ يهو بغضش تركيد و گفت: اي بابا! گوشت كه خيلي وخته نميخوريد، مرغ هم كه شده كيليوئي 8000 تومن، اونم ديگه كسي نميخوره، خوناتون مزه ترب سفيد ميده ... ما خودمون ميخوريم ولي بچه هامون يه هفتهاس لب به خون نزدن ... ديگه بغض امونش نداد مـُرد...

12 سال و 11 ماه و 30 روز و 8 ساعت و 21 دقيقه قبل توسط موبایل


12 سال و 11 ماه و 30 روز و 8 ساعت و 17 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 2 ساعت و 19 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 12 روز و 13 ساعت و 6 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 4 روز و 3 ساعت و 17 دقيقه قبل