تاکسي صندلي عقب نشسته بودم، يه خانومه با پسر 5-4 ساله ش جلو نشسته بود. يهو پسره رو کرد به مامانش گفت : ...مــامــان ... يادته اونروز خونه ي دايي اينا گوزيــدي؟! مامانه بيچاره يه دفعه سرخ شد ،گفت : ... ... ... مرســـي آقا! ما همينجا پياده ميشيم! راننده بدبخت هنوز کامل وانستاده بود،زنه درِ ماشينو با عجله باز کرد، يه موتوري هم اومد زد درِ ماشينو سرويس کرد! رانندهه پياده شد دودستي زد تو سرش گفت: خانــــــــــــ ـوم! گوزيدي که گوزيدي! منم ميگــوزم! اين آقام ميگــوزه ! زدي ريـــــــــدي تو درِ ماشين
یکی از مریدان مشغول صرف غذا بود که شیخ از او پرسید آیا غذا میخوری؟ مرید گفت بله. شیخ پرسید آیا گرسنه ای؟ مرید گفت بله. شیخ پرسید آیا پس از صرف غذا سیر خواهی شد؟ مرید گفت بله. شیخ شمشیر برکشید و مرید را به دو نیم کرد. سپس فرمود به خدا قسم از ما نیست کسی که اینهمه فرصت "پَ نه پَ" را ازدست دهد.
روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره زن و مرد پرسیدند. جواب داد: اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک = 1 اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم = 10 اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم = 100 اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند پس سه تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم = 1000 ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست ، پس آن انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت.

13 سال و 3 ساعت و 48 دقيقه قبل توسط موبایل


13 سال و 3 ساعت و 44 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 7 ساعت و 46 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 12 روز و 18 ساعت و 33 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 4 روز و 8 ساعت و 44 دقيقه قبل