㋡ ℳäh§∂ ㋡
تــــــــمام حـرفــهای ناگفته ام ؛ همین ســکوتی است.....که می شنوی. ..
㋡ ℳäh§∂ ㋡
کاش کسی به معلم ها یاد میداد که اول مهر و روزهای اول مدرسه شغل پدرها رو نپرسند ، وقتی هنوز احترام به همه ی شغلها و افتخار به همه ی پدرها را یاد دانش اموزان نداده اند... حالا قصه چشمان آن کودک یتیم بماند
㋡ ℳäh§∂ ㋡
میخواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که پدر تنها قهرمان بود عشق, تنها در آغوش مادر خلاصه میشد بالا ترین نقطه ی زمین شانه های پدر بود بدترین دشمنانم, خواهر و برادران خودم بودند تنها دردم, زانو های زخمی خودم بود تنها چیزی که میشکست, اسباب بازی هایم بود...