kamran
سنگ،کاغذ، قیچی کدام باشم از تو برده ام دنیا؟ ...سنگ باشم؟ یا قیچی؟ بشکنم یا جدا کنم . کاغذ باشم که تو بنویسی و من اجرا کنم؟ آخ دنیا...آه دنیا... با من هم بازی نشو.
kamran
دلتنگ کودکیم !
یادش بخیر ،
قهر میکردیم تا قیامت
و لحظه ای بعد،قیامت
میشد!
kamran
گفتم كه اگر بوسه دهي توبه كنم كه دگر بار از اين گونه خطاها نكنم
kamran
عاقلان گفتند فکر آب و نان باشم ولی شکر، در خورجینم از غم آب و نانی بیش نیست
kamran
سیراب شدم از پاکی نگاهت و تطهیر یافتم در معبد چشمانت... در ورای فکرها تو را چگونه بسرایم ؟ که شب در نگاه ژرف تو آرام نشسته...
kamran
کابوس میدیدم از خواب پریدم می خواستم به اغوش تو پناه ببرم افسوس............... یادم رفته بود که از نبودت به خواب پناه بردم
kamran
هر کجا هستم تو را هستم که داری خانه در من مرگ من بادا اگر از خانه پا بیرون گذارم...
kamran
اخر این بازی .................؟؟/
kamran
باز باران٬ با ترانه میخورد بر بام خانه ...................یادم..........
kamran
بدتر از دست های آلوده هم وجود دارد دست های شسته از همه چیز
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم
14 سال و 5 ماه و 6 روز و 20 ساعت و 52 دقيقه قبل
اللهم صل علی محمد و آل محمد..
14 سال و 5 ماه و 6 روز و 20 ساعت و 39 دقيقه قبل