كامياب
وقتی از درد به خود می پیچیدم همسایه ها گفتند: چقدر قشنگ قر می دهی… و سالهاست من هنــــــــوز رقاص پردرد خیابانهایم…
كامياب
می دانی..؟ آدم های ِ ساده.. ساده هم عاشق می شوند.. ساده صبوری می کنند.. ساده عشق می وَرزَند.. ساده می مانند.. اما سَخت دِل می کنند.. آن وقت که دل ِ می کنند.. جان می دَهند.. سخت میشکنند.. سخت فراموش میکنند.. آدم های ِ ساده…..
كامياب
همه راههایی که تو را به من میرسانند در دست تعمیرند ! اگر نه تو حتما میآمدی !
كامياب
نگران من نباش آن دورها که ایستاده ای من روز به روز فیلسوف تر می شوم مثلا گریه میعان روح است! خودم کشف کرده ام
كامياب
عاشق که می شوی لالایی خواندن هم یاد بگیر شب های باقیمانده ی عمرت به این سادگی ها صبح نخواهند شد
كامياب
روزهایم را، خیابان های شهر می گیرند شب هایم را، فکرهای تو بیولوژی هم نخوانده باشی می فهمی چه مرگم شده است!
كامياب
هروقت دست و پا زدم دیدی و با خونسردی گفتی مثل بچه ای شدی که عروسکش گرفتن نق میزنه نفهمیدی عشق چیه!
كامياب
نیستی اگر کنارِ من ، حرفی بزن دادی بزن من فقط ، بشنَوَمَت
كامياب
ﮔﺎﻫـــــﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻟـــــﻢ ﻫﻮﺱ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ ... ﺍﺯ ﻫﻤـــــﺎﻥ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮎ ﺣــــــﺮﻑ ﺗﻮ ﭘﺸــﺖ ﺑﻨﺪ ﺁﻥ ﺑﺎﺷﺪ که ﻣﯿﮕﻮﯾــــﯽ : ﻣﮕﻪ ﺩﺳﺘـــــﻢ ﺑﻬــــﺖ ﻧﺮﺳـــــﻪ........
انقدر مبهمم که هیچ کس مرا نمیفمد ...



13 سال و 2 ماه و 27 روز و 17 ساعت و 15 دقيقه قبلمرسی ... بازم زیبا بود

13 سال و 2 ماه و 27 روز و 16 ساعت و 57 دقيقه قبل