کسری
دنيا زادگاه رنج است؛ اگر در آن بماني، چون خواب و خيالي مي گريزد و اگر سفر كني غم با تو همراه مي آيد.....بدرود دوستان
کسری
من اگر در بهشت باشم، ولي به من بگويند حق نداري جهنم را به اين بهشت ترجيح دهي، از آن بهشت بيرون مي روم
کسری
بايد آزادي را همراه عدالت انتخاب كرد؛ يكي بدون ديگري بي معناست. اگر كسي نان شما را بگيرد آزادي شما را هم گرفته است و اگر كسي آزادي شما را بربايد مطمئن باشيد كه كه نان شما نيز در معرض تهديد است.
کسری
آخرين آزادي ما انسانها اين است كه نگرش خود را در هر شرايطي خود انتخاب كنيم.
کسری
چه گریزیست ز من؟ چه شتابیست به راه؟ به چه خواهی بردن در شبی اینچنین تاریک پناه؟ مرمرین پله آن عاج سفید ای دریغا که ز من بس دور است!..... لحظه ها را دریاب چشم فردا کور است...............
کسری
مرگ هم به تساوی تقسیم نمی شود عجبا ! هیچ کس هنوز به سهم کم اش از مرگ اعتراض نکرده است خیلی ها سهم بیشتری از مرگ نصیب شان می شود کودک بودم که درسینما مردی از اسب افتاد و آنقدر روی زمین کشیده شد که : گریه چشم هایم را بست بعد ها دانستم افتادن از اسب گریه ندارد خیلی ها از اصل می افتند و می میرند محمدعلی بهمنی
کسری
در پیچ و تاب کوچه های تنگ و قدیمی تاریخ از قصه آدم و حوا تا انقلابهای مدرن گم گشته مقصود نهائی و بشر وحشی و درنده تر از دیروز پی نان میدود و خون میریزد ...
کسری
پرنده به دانه های دام خیره شده بود گرسنه و آزاد یا سیر و اسیر چگونه بمیرد…
کسری
گاهی باید با تمام وجودت سکوت کنی تا حرمت ها حرفی برای گفتن داشته باشند
کسری
ما به دنیا اومدیم اما دنیا به ما نیامد!
کسری
سکوت استدلالی است که معانی دیگری را به دوش میکشد. چه گوارا
کسری
«من آزادی بخش نیستم. آزادی بخش وجود ندارد، مردم هستند که خود را آزاد می کنند.» (ارنستو چگوارا)
کسری
بگذار هر چه از دست میرود برود ! آنچه را میخواهم که به التماس نیالوده باشد هر چه باشد حتی زندگی… ارنست چه گوارا