دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سینا
مرد - مجرد
امتیاز: 2922

دنبال‌شدگان

(25 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(859 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

سینا
سینا

همه ی مردم برای آمدن باران دعا میکردن ولی خدا با دخترک کوچکی بود که کفشایش سوراخ شده بود...

سینا
سینا

این آدمایی که سه صفحه بهشون اس ام اس میدی بعد مثل معلولا فقط یه کلمه تایپ میکنن OK باید بگیری اون دکمه های کیبورد موبایلشونو با بیل داغون کنی ازش فقط یه o بمونه با یه k تا حالشون جا بیاد!!!

سینا
سینا

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻳﻌﻨﻲ : ﺩﻩ ﺗﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺑﻴﺎﺩﺳﺮﺍﻏﺖ ! ﺍﻣﺎ …. ﺗَﻪِ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯽ : ﺍﻭﻥ … ﺍﻭﻥ … ﺍﻭﻥ .. مغزت بگه کوفت اون مرض اون !

سینا
سینا

یعنی ما اگه توی یه خونه با ۱۰ تا اتاق هم باشیم، این ۴ تا اعضای خونواده ی ما یه طوری خودشون رو توی خونه پخش میکنن که ، توی هیچ نقطه ای از خونه نمیشه تنها باشی !! یعنی بارسلونا هم این طوری از فضاهای خالی زمین استفاده نمی کنه !!

این ارسال را بازنشر کرده است.
سینا
سینا

وقتی ناراحتین از ۱ تا ۱۰ بشمرین. اگه آروم نشدین تا ۲۰ ادامه بدین نشد تا ۳۰ و همینجور ادامه بدین تا بشین. من الان به ۲۱۶۶۶۵۰۰۰۹۶۸۷۱۱۲۰۰۱۲ رسیدم

سینا
سینا

شما یادتون نمیاد کلی زور میزدیم زرگری حرف بزنیم حرص بقیه رو در بیاریم مثلزن مزثلز ایزین )

سینا
سینا

سینا
سینا

I u

سینا
سینا

اهای کسایی که روزو شب پشت سر من حرف میزنیدممنون که اینقدر تو فکر منید

سینا
سینا

خیلی به خدا

سینا
سینا

بهانه ی دخترا: 1 - فاصله سنی مون خیلی زیاده(یعنی خیلی از مرحله پرتی) 2 - من به تو علاقه به اون صورت ندارم (یعنی خیلی بد هیکلی) 3 - من الان تو موقعیت بدی هستم (یعنی دلم یه جا دیگه گیره) 4 - تقصیر تو نیست تقصیر منه (یعنی عجب غلطی کردم با تو آشنا شدم) 5 - من تو رابطه مون از هیچ کاری دریغ نکردم (یعنی هر غلطی خواستم کردم) 6 - دیروز یه خواستگار دکتر داشتم (یعنی زودتر بیا منو بگیر )

سینا
سینا

ههییینیا رو خط که حوصلتو ندارمحوصلتو ندارم خدایی دیگه کم مزاحم شو

سینا
سینا

احتمال خداحافظی من برا همیشه از دنبالر به 70% رسید

سینا
سینا

کسی پست ارسال نمیکنه

سینا
سینا

اعصابم بد جور خط خطیه

سینا
سینا

یک مرد ۸۰ ساله میره پیش دکترش برای چک آپ. دکتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جواب میده : هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یه دختر ۲۵ ساله ازدواج کردم و حالا باردار شده و کم کم داره موقع زایمانش میرسه. نظرت چیه دکتر؟ … دکتر چند لحظه فکر میکنه و میگه: خب… بذار یه داستان برات تعریف کنم. من یه نفر رو می شناسم که شکارچی ماهریه. اون هیچوقت تابستونا رو برای شکار کردن از دست نمیده. یه روز که می خواسته بره شکار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل … همینطور که میرفته جلو یهو از پشت درختها یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و میاد به طرفش. شکارچی چتر رو می گیره به طرف پلنگ و نشونه می گیره و ….. بنگ! پلنگ کشته میشه و میفته روی زمین! پیرمرد با حیرت میگه: این امکان نداره! حتما’ یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده! دکتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقا’ منظور منم همین بود!