سینا
همه ی مردم برای آمدن باران دعا میکردن ولی خدا با دخترک کوچکی بود که کفشایش سوراخ شده بود...
سینا
وقتی که بغض گرفتت به خاطر کسایی که تا حالا نه دیدیشون نه اسمشون رو شنیدی
سینا
وقتی که یه جت f5 صاف میاد سقوط میکنه تو شهرتو هر دو خلبانشم میمیرنو هنوزم هیچ خبرگذاری ای در موردش لب تر نکرده
سینا
اگه خواستی بیای کوچرو چراغونی میکنم واست...خوبه؟حالا که فهمیدی.خواستم خودمو گمراه کنم.حالم خوب نبود از بس خنگم خودم خودمو گم میکردم
#استاتوسم
13 سال و 3 ماه و 23 روز و 5 ساعت و 13 دقيقه قبل