سینا
همه ی مردم برای آمدن باران دعا میکردن ولی خدا با دخترک کوچکی بود که کفشایش سوراخ شده بود...
سینا
نون هم نشدیم یکی از روی زمین ورداره بوسمون کنه
سینا
میگفتن علف باید به دهن بزی شیرین بیاد یه عمری خودمونو کشتیم شیرین ترین علف دنیا بشیم غافل از اینکه اصلا طرف بز نبود . . . گاو بود به خوردن مقوا عادت کرده بود
سینا
قبلنا نه [!] بوک بود نه توییتر ، نه هیچی … یک ماشین حسابِ زوار در رفته داشتیم یک عدد توش مینوشتیم برعکسش میکردیم میشد گوگوش ، کلی خرکیف میشدیم
سینا
به سلامتیه نسل من که خسته شد از بس دزدکی بوسید… دزدکی حرف زد… دزدکی در آغوش گرفت… دزدکی عشق بازی کرد… دزدکی دوست داشت..
سینا
دو تا جوجه از بچگی عاشق هم بودن اما. . . بزرگ شدن دیدن هر ۲ تا خروسن ، نتیجه اخلاقی : تا وقتی جوجه ای عاشق نشو. . . !
سینا
در عجبم از دختران که از خدای به این بزرگی فقط یک شوهر میخواهند و از شوهر به این درماندگی همه ی دنیا ر
سینا
به چراغعلی میگن می دونی اینترنت اومده روستا ؟
میگه به جهنم بزار بیاد هممونو بخوره راحت شیم
سینا
وقتی ” سگ ” می شیم هیشکی دوستمون نداره ! ولی وقتی ” خر ” می شیم همه عاشقمون می شن ! چرا اینقدر بین حیوانات فرق میزارید؟
#استاتوسم
13 سال و 3 ماه و 23 روز و 17 ساعت و 44 دقيقه قبل